لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۷۲٫۹۱۲ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۴ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۵
    بازدید از این یادداشت : ۲٫۱۱۵

    پر بازدیدترین یادداشت ها :

    ميثم الجنابي در مقام اسلام شناس برجسته ي عراقي كه مقيم روسيه است، در موضوعات گوناگون، از دين و سياست گرفته تا شعر و ادب، قلم زده است. در واقع، او از معدود محققان جهان اسلام است كه در شيعه شناسي و اوراسياشناسي به طور جدي تحقيق مي كند و مصاحبه هايش را نيز مي توان در رسانه هاي روسيه ديد.

     او 23 عنوان كتاب دارد و انبوهي مقاله و نوشته و سخنراني و مصاحبه در موضوعات مختلف از مرجعيت شيعه در ايران و عراق گرفته تا جريان هاي فكري و سياسي در آسياي مركزي و روسيه، كه 280 عنوان مي باشد. غزالي شناسي در پژوهش هاي او جايگاه خاصي دارد زيرا تحصيلات دانشگاهي اش را از مقطع ليسانس تا فوق دكترا در رشته ي فلسفه در روسيه گذرانده و استاد فلسفه و اسلام شناسي است (از سال 1975 تا 1981 كارشناسي و كارشناسي ارشد، 1985 اولين دكترايش را در فلسفه مي گيرد و در 1991 موفق به دريافتِ دكتراي "علوم در فلسفه" مي شود؛ در سال 2000، هم موفق به دريافت مدرك پرفسوري از آموزش عالي روسيه مي گردد). از نظر مقطع زماني، هم به جريان هاي فكري در گذشته جهان اسلام توجه دارد، هم به جريان هاي معاصر در جهان اسلام و در ارتباط با مسلمانان؛ و اين همه از او شخصيتِ كم نظير علمي ساخته است.

    غزالي كه در غرب از او گاه به عنوان Algazel"" نام برده مي شود، شخصيت تاثيرگذار و متفكر بزرگي معرفي مي شود. او كه در يكي از تاثيرگذار ترين مناطق ايران، خراسان، توس به دنيا آمد، موضوع تحقيق بسياري از اسلام شناسان بوده و در قالبِ كتاب يا مقاله، پرتوي بر غزالي شناسي انداخته اند و به تاثير او بر انديشمندان اروپا پرداخته اند؛ و اينك انبوهي منابع در غزالي شناسي، خصوصاً به زبان فرانسه در دست است. تاثير ترجمه آثار غزالي به زبان فرانسه در تحقيقات غزالي شناسان اروپا بي تاثير نبود. نمي توان از غزالي شناسي سخن گفت اما از وِنسينكِ هلندي ياد نكرد. در واقع، نمي شود از تاريخ اسلام شناسي در اروپا سخن گفت اما به اعتبار درخشش او و ابتكار عمل هايش در دين شناسي و اسلام شناسي، از وي ياد نكرد؛ از تاريخ انديشه ي عرفاني گرفته تا متون حديثي Hadith Literature كارهاي گسترده اي كرده است. كار او در غزالي شناسي كه به زبان فرانسه است، ديدِ محققان را نسبت به جنبه ي عرفاني غزالي روشن كرد و بعدها مونتگومري وات از دستاوردهاي غزالي در فلسفه، كلام و عرفان سخن گفت. در فرصتي ديگر، هم به غزّالي شناسي در غرب خواهيم پرداخت هم به جايگاهِ ونسينك در تاريخ اسلام شناسي. عنوان مي شود "شكاكيت فلسفي"اي كه غزالي كشف كرد تا پيش از دكارت، بركلي و هيوم در فلسفه ي غرب، كسي از آن سخن نگفت. ويليام مونتگومري وات و مارگارت اسميت از محققان برجسته اي هستند كه در قرن بيست، در غزالي شناسي تحقيقات گسترده اي كردند. مارگارت اسميت از تاثير غزالي بر فيلسوفان اروپا از جمله، توماس آكوئيناس(1225–1274) به طور تحسين برانگيزي سخن مي گويد Al-Ghazali: The Mystic (London 1944). هرچند تاثير غزالي با آثار توماس آكوئيناس در كلام مسيحي مقايسه مي شود اما اين دو در روش ها و عقايد با هم فرق داشتند. هرچند هر كتابِ مرجع مهم به زبان روسي يا زبان هاي اروپايي كه ارتباط با غزالي داشته باشد، اطلاعات ارزشمندي مي دهد اما گرهارد بورينگ Gerhard Böweringدر مقاله ي خواندني اش در ايرانيكا Encyclopedia Iranica ، ج 10 ، ضمن نوشتن "زندگي نامه ي غزالي"، كتاب شناسي مفصل و ارزشمندي ذيل مدخل Ghazali (غزالي) در اختيار خواننده مي گذارد كه مقاله اي بلند است و قسمت هاي ديگر آن را، مونتگومري وات، نصرالله پورجوادي، Wael Hallaq ، مايكل مارمورا M.E. Marmura ، و شيعه شناس بزرگ غرب، ويلفرد مادِلونگ W. Madelung نوشتند. "احياء علوم الدين"، "كيمياي سعادت"، "آثار فارسي خرد و نه چندان مهم"، "فقاهت غزالي"، "غزالي و كلام"، "غزالي و باطنيه" بخش هاي ديگر مقاله را تشكيل مي دهند. ممكن است در بعضي از كتاب هاي مرجع، راجع به غزالي و روان شناسي مطلبي ديده نشود اما در اين باره نيز تحقيق شده است. نمونه ي بارز آن كاري است كه Haque Amber در سال 2004 انجام داد و عنوان آن را "روان شناسي از چشم انداز اسلامي" خواند و در آن، به سهم دانشمندان مسلمان در گذشته و چالش آن با روان شناسان مسلمان روزگار ما پرداخت. اما غزالي شناسي ميثم الجنابي چگونه است؟ در فرصتي ديگر كه به معرفي كتابش خواهيم پرداخت، به اين موضوع مي پردازيم.

      يكي از ارزشمندترين كتاب هاي ميثم الجنابي "الاسلام في اوراسيا" است كه خوشبختانه به فارسي معرفي شده و در مجله اي چاپ شد و در سايت حوزه نت http://hawzah.net  قابل دسترسي است و اين درخور تحسين است. در واقع، آن يكي از نوشته هاي ارزشمندي است كه "حوزه نت" در اختيار كاربران قرار مي دهد. اما گل بي خار كجاست؟! هرچند معرفي ارزشمندي از كتابش شده است اما ميثم الجنابي را "سوري"معرفي كرده اند. ميثم الجنابي سايتي دارد و در آنجا خود را عراقي، متولد نجف اشرف معرفي مي كند. سايتش با امكانات قابل توجهي كه دارد دائماً به روز مي شود. ظاهر سايت هم نسبت به سال گذشته فرق كرده است. در سايت http://www.aslein.net صراحتا عنوان مي شود " الباحث البرفسور ميثم الجنابي .. العراقي المقيم في روسيا" . به هر حال، بيشتر آثارش در سوريه چاپ شده اند اما اهل سوريه نيست. از 23 عنوان كتابش، 12 تا در دمشق چاپ شدند و بقيه در عربستان و عراق، آمريكا (يك مورد، كتاب "غزالي" به زبان روسي كه در نيويورك چاپ شد) و امارات(يك مورد). جا دارد در مجموعه سازي كتابخانه ها، نسبت به آثار اين اسلام شناس و ايران شناس بزرگ توجه خاصي شود.

    هرچند كه چندي است برخي از مراكز تحقيقاتي در ايران به اوراسياشناسي توجه كرده اند اما اوراسياشناسي در ايران در مقايسه با اوراسياشناسي در كشورهاي ديگر كه عزم خود را براي شناختِ اوراسيا جزم كرده اند، تفاوت هايي دارد. به نظر مي رسد مهم ترين تفاوت اين است كه اوراسيا شناسي در ايران از مطالعات ميان رشته اي در بُعدِ پژوهشي چندان بهره نگرفته است.

    "اسلام در اوراسيا"ي ميثم الجنابي چهار باب دارد كه از نظر روسيه شناسي، و كلاً براي علاقه مندان به اوراسياشناسي اهميت فوق العاده دارد. باب اول به واقعيت ها و افق هاي اسلام سياسي مي پردازد، باب دوم به بيداري اسلامي در روسيه عنايت دارد، باب سوم حول اسلام و تجديد حيات آن در آسياي مركزي دور مي زند، و در باب چهارم، مولف توجه خاصي به مسايل فرهنگي در آسياي مركزي دارد. به نظر ميثم الجنابي، تصور تاريخ اسلام و فعاليت‏هاى فرهنگى آن، بدون در نظر گرفتن تاريخ آسياى مركزي، كه زماني پايتخت هاي بزرگ جهان اسلام را در خود داشت، كاملاً دشوار است و مى‏توان به اسلام سياسى در اين منطقه، به مثابه يكى از عناصر فعال و پويا و تأثيرگذار بر منطقه در بافت اجتماعى، سياسى و معنوى نگاه كرد، و سياسى شدن اسلام در آسياي مركزي اساساً به عدم وحدت ماهوى ميان تاريخ سياسى و فرهنگى ملت‏هاى مسلمان در منطقه ارتباط داشت. از اين رو، مشكل اصلى آنان به چگونگى احياى مجددِ اعتقاد فرهنگى‏شان در تاريخ خاص خودشان برمى‏گردد، نه تاريخ طولانى اي كه روسيه تحميل كرده بود. به هر تقدير، اين كشورها كه بخشي از اوراسيا را تشكيل مي دهند، در آينده به دركِ ارزش‏هاى فرهنگى والايي مى‏رسند كه تبلور و تجسم اين دست آوردهاي فرهنگي، اسلام در ديدگاه توحيدى‏اش براى انسان است؛ و اسلام سياسى در آسياى مركزي برخلاف زمان شوروى، در كنار دولتِ مسلمان به حياتِ خود، ادامه خواهد داد.

    چهارشنبه ۳ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۵۳
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    ۱۱ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۹:۴۵
    متشكرم. اطلاعات خيلي خوبي بود. منتظر بقيه مطالبي كه در حين اين مقاله وعده آن را داديد هستم.