Publish or Perish: Articles by Dr Mortaza Razmara


--(صفحه اصلى)--
جستجو
نویسنده
whirlingdance@gmail.com
کتابخانه کاتبان
الاسلام فی اوراسیا
الاسلام فی اوراسیا
نویسنده: میثم الجنابی
Nine Parts of Desire: The Hidden World of Islamic Women
Nine Parts of Desire: The Hidden World of Islamic Women
نویسنده: جرالدین بروکسGeraldine Brooks
Mirza Ghalib: A Creative Biography میرزا غالب به روایتِ پریگارینا و فاروقی
Mirza Ghalib: A Creative Biography میرزا غالب به روایتِ پریگارینا و فاروقی
Shiism
Shiism
موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۹
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • آخرین نوشته ها
  • شيعه شناسي و اوراسياشناسي ميثم الجنابي
  • عالَم ناپيداي زنان مسلمان در جهان اسلام The Hidden World of Islamic Women
  • ميرزا غالب به روايتِ پريگارينا و فاروقي
  • ليتويناس، زبان فارسي و عرفان اسلامي
  • شيعه شناسي راتلج
  • حافظ و ادبيات فارسي به روسي و چند زبان ديگر با نگاهي به كار چاليسوا
  • مجله يReligija i tolerancia (دين و مدارا)
  • رودكي در "ارشاد"ِ ميراث مكتوب

  • گالری عکس
    لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۹۸۸ نفر
    کاربران حاضر : ۳ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۸


    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    برای ما بنویسید

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)



    Powered by Kateban.com
    2010-05-30

    شيعه شناسي و اوراسياشناسي ميثم الجنابي

    ميثم الجنابي در مقام اسلام شناس برجسته ي عراقي كه مقيم روسيه است، در موضوعات گوناگون، از دين و سياست گرفته تا شعر و ادب، قلم زده است. در واقع، او از معدود محققان جهان اسلام است كه در شيعه شناسي و اوراسياشناسي به طور جدي تحقيق مي كند و مصاحبه هايش را نيز مي توان در رسانه هاي روسيه ديد.

     او 23 عنوان كتاب دارد و انبوهي مقاله و نوشته و سخنراني و مصاحبه در موضوعات مختلف از مرجعيت شيعه در ايران و عراق گرفته تا جريان هاي فكري و سياسي در آسياي مركزي و روسيه، كه 280 عنوان مي باشد. غزالي شناسي در پژوهش هاي او جايگاه خاصي دارد زيرا تحصيلات دانشگاهي اش را از مقطع ليسانس تا فوق دكترا در رشته ي فلسفه در روسيه گذرانده و استاد فلسفه و اسلام شناسي است (از سال 1975 تا 1981 كارشناسي و كارشناسي ارشد، 1985 اولين دكترايش را در فلسفه مي گيرد و در 1991 موفق به دريافتِ دكتراي "علوم در فلسفه" مي شود؛ در سال 2000، هم موفق به دريافت مدرك پرفسوري از آموزش عالي روسيه مي گردد). از نظر مقطع زماني، هم به جريان هاي فكري در گذشته جهان اسلام توجه دارد، هم به جريان هاي معاصر در جهان اسلام و در ارتباط با مسلمانان؛ و اين همه از او شخصيتِ كم نظير علمي ساخته است.

    غزالي كه در غرب از او گاه به عنوان Algazel"" نام برده مي شود، شخصيت تاثيرگذار و متفكر بزرگي معرفي مي شود. او كه در يكي از تاثيرگذار ترين مناطق ايران، خراسان، توس به دنيا آمد، موضوع تحقيق بسياري از اسلام شناسان بوده و در قالبِ كتاب يا مقاله، پرتوي بر غزالي شناسي انداخته اند و به تاثير او بر انديشمندان اروپا پرداخته اند؛ و اينك انبوهي منابع در غزالي شناسي، خصوصاً به زبان فرانسه در دست است. تاثير ترجمه آثار غزالي به زبان فرانسه در تحقيقات غزالي شناسان اروپا بي تاثير نبود. نمي توان از غزالي شناسي سخن گفت اما از وِنسينكِ هلندي ياد نكرد. در واقع، نمي شود از تاريخ اسلام شناسي در اروپا سخن گفت اما به اعتبار درخشش او و ابتكار عمل هايش در دين شناسي و اسلام شناسي، از وي ياد نكرد؛ از تاريخ انديشه ي عرفاني گرفته تا متون حديثي Hadith Literature كارهاي گسترده اي كرده است. كار او در غزالي شناسي كه به زبان فرانسه است، ديدِ محققان را نسبت به جنبه ي عرفاني غزالي روشن كرد و بعدها مونتگومري وات از دستاوردهاي غزالي در فلسفه، كلام و عرفان سخن گفت. در فرصتي ديگر، هم به غزّالي شناسي در غرب خواهيم پرداخت هم به جايگاهِ ونسينك در تاريخ اسلام شناسي. عنوان مي شود "شكاكيت فلسفي"اي كه غزالي كشف كرد تا پيش از دكارت، بركلي و هيوم در فلسفه ي غرب، كسي از آن سخن نگفت. ويليام مونتگومري وات و مارگارت اسميت از محققان برجسته اي هستند كه در قرن بيست، در غزالي شناسي تحقيقات گسترده اي كردند. مارگارت اسميت از تاثير غزالي بر فيلسوفان اروپا از جمله، توماس آكوئيناس(1225–1274) به طور تحسين برانگيزي سخن مي گويد Al-Ghazali: The Mystic (London 1944). هرچند تاثير غزالي با آثار توماس آكوئيناس در كلام مسيحي مقايسه مي شود اما اين دو در روش ها و عقايد با هم فرق داشتند. هرچند هر كتابِ مرجع مهم به زبان روسي يا زبان هاي اروپايي كه ارتباط با غزالي داشته باشد، اطلاعات ارزشمندي مي دهد اما گرهارد بورينگ Gerhard Böweringدر مقاله ي خواندني اش در ايرانيكا Encyclopedia Iranica ، ج 10 ، ضمن نوشتن "زندگي نامه ي غزالي"، كتاب شناسي مفصل و ارزشمندي ذيل مدخل Ghazali (غزالي) در اختيار خواننده مي گذارد كه مقاله اي بلند است و قسمت هاي ديگر آن را، مونتگومري وات، نصرالله پورجوادي، Wael Hallaq ، مايكل مارمورا M.E. Marmura ، و شيعه شناس بزرگ غرب، ويلفرد مادِلونگ W. Madelung نوشتند. "احياء علوم الدين"، "كيمياي سعادت"، "آثار فارسي خرد و نه چندان مهم"، "فقاهت غزالي"، "غزالي و كلام"، "غزالي و باطنيه" بخش هاي ديگر مقاله را تشكيل مي دهند. ممكن است در بعضي از كتاب هاي مرجع، راجع به غزالي و روان شناسي مطلبي ديده نشود اما در اين باره نيز تحقيق شده است. نمونه ي بارز آن كاري است كه Haque Amber در سال 2004 انجام داد و عنوان آن را "روان شناسي از چشم انداز اسلامي" خواند و در آن، به سهم دانشمندان مسلمان در گذشته و چالش آن با روان شناسان مسلمان روزگار ما پرداخت. اما غزالي شناسي ميثم الجنابي چگونه است؟ در فرصتي ديگر كه به معرفي كتابش خواهيم پرداخت، به اين موضوع مي پردازيم.

      يكي از ارزشمندترين كتاب هاي ميثم الجنابي "الاسلام في اوراسيا" است كه خوشبختانه به فارسي معرفي شده و در مجله اي چاپ شد و در سايت حوزه نت http://hawzah.net  قابل دسترسي است و اين درخور تحسين است. در واقع، آن يكي از نوشته هاي ارزشمندي است كه "حوزه نت" در اختيار كاربران قرار مي دهد. اما گل بي خار كجاست؟! هرچند معرفي ارزشمندي از كتابش شده است اما ميثم الجنابي را "سوري"معرفي كرده اند. ميثم الجنابي سايتي دارد و در آنجا خود را عراقي، متولد نجف اشرف معرفي مي كند. سايتش با امكانات قابل توجهي كه دارد دائماً به روز مي شود. ظاهر سايت هم نسبت به سال گذشته فرق كرده است. در سايت http://www.aslein.net صراحتا عنوان مي شود " الباحث البرفسور ميثم الجنابي .. العراقي المقيم في روسيا" . به هر حال، بيشتر آثارش در سوريه چاپ شده اند اما اهل سوريه نيست. از 23 عنوان كتابش، 12 تا در دمشق چاپ شدند و بقيه در عربستان و عراق، آمريكا (يك مورد، كتاب "غزالي" به زبان روسي كه در نيويورك چاپ شد) و امارات(يك مورد). جا دارد در مجموعه سازي كتابخانه ها، نسبت به آثار اين اسلام شناس و ايران شناس بزرگ توجه خاصي شود.

    هرچند كه چندي است برخي از مراكز تحقيقاتي در ايران به اوراسياشناسي توجه كرده اند اما اوراسياشناسي در ايران در مقايسه با اوراسياشناسي در كشورهاي ديگر كه عزم خود را براي شناختِ اوراسيا جزم كرده اند، تفاوت هايي دارد. به نظر مي رسد مهم ترين تفاوت اين است كه اوراسيا شناسي در ايران از مطالعات ميان رشته اي در بُعدِ پژوهشي چندان بهره نگرفته است.

    "اسلام در اوراسيا"ي ميثم الجنابي چهار باب دارد كه از نظر روسيه شناسي، و كلاً براي علاقه مندان به اوراسياشناسي اهميت فوق العاده دارد. باب اول به واقعيت ها و افق هاي اسلام سياسي مي پردازد، باب دوم به بيداري اسلامي در روسيه عنايت دارد، باب سوم حول اسلام و تجديد حيات آن در آسياي مركزي دور مي زند، و در باب چهارم، مولف توجه خاصي به مسايل فرهنگي در آسياي مركزي دارد. به نظر ميثم الجنابي، تصور تاريخ اسلام و فعاليت‏هاى فرهنگى آن، بدون در نظر گرفتن تاريخ آسياى مركزي، كه زماني پايتخت هاي بزرگ جهان اسلام را در خود داشت، كاملاً دشوار است و مى‏توان به اسلام سياسى در اين منطقه، به مثابه يكى از عناصر فعال و پويا و تأثيرگذار بر منطقه در بافت اجتماعى، سياسى و معنوى نگاه كرد، و سياسى شدن اسلام در آسياي مركزي اساساً به عدم وحدت ماهوى ميان تاريخ سياسى و فرهنگى ملت‏هاى مسلمان در منطقه ارتباط داشت. از اين رو، مشكل اصلى آنان به چگونگى احياى مجددِ اعتقاد فرهنگى‏شان در تاريخ خاص خودشان برمى‏گردد، نه تاريخ طولانى اي كه روسيه تحميل كرده بود. به هر تقدير، اين كشورها كه بخشي از اوراسيا را تشكيل مي دهند، در آينده به دركِ ارزش‏هاى فرهنگى والايي مى‏رسند كه تبلور و تجسم اين دست آوردهاي فرهنگي، اسلام در ديدگاه توحيدى‏اش براى انسان است؛ و اسلام سياسى در آسياى مركزي برخلاف زمان شوروى، در كنار دولتِ مسلمان به حياتِ خود، ادامه خواهد داد.

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ چهارشنبه 3 شهريور 1389 ساعت 3:53 بعدازظهر (نظر بدهید)

    عالَم ناپيداي زنان مسلمان در جهان اسلام The Hidden World of Islamic Women

    Nine Parts of Desire:The Hidden World of Islamic Women, Geraldine Brooks, New York‪‏‫‭: Anchor Books‪‏‫‭, 260 pp  

     آدرس سايت ناشر: www.AnchorBooks‪.com

           "عالَمِ ناپيدايِ زنانِ مسلمان در جهانِ اسلام" عنوانِ فرعيِ كتاب جرالدين بروكس است؛ عنوان اصلي آن، "نُه قسمتِ ميل جنسي" است كه احتمالاً مولف براي مخاطب غربي، با عنوان اصلي و فرعي بازي كرده است. عنوان اصلي كتاب بروكس از كلام حضرت علي (ع) گرفته شده كه مي فرمايد: " خداوند ميل جنسي را 10 قسمت كرد و 9 قسمتش را به زن ها داد و يك قسمتش را به مردها"؛ و مولف اين كلام آن حضرت را به زبان انگليسي پيش از شروع متن كتاب آورده. در كل، مي شود گفت كه بروكس در اين كتاب به اسلام و مسلمانان با ديدِ احترام مي نگرد و دست آوردهاي زنان محجّبه ي مسلمان خصوصاً ايراني را ارج مي نهد. وي بيشتر به زندگي و افكار زنان در جهان اسلام توجه دارد. حجاب، جهاد براي زنان، و بازي هاي زنانِ مسلمان از مباحث كتاب اند. اين كتاب كه همراه با اطلاعاتي درباره ي نوشته هاي ديگر مولف است، در بخش ايران شناسي و اسلام شناسي كتابخانه ملي ايران نگه داري مي شود.          

               مدت ها است كه زنان مسلمان توجه غربي ها را به خود جلب كرده اند. برخي به اعمال زنان مسلمان توجه كرده اند و برخي هم به زندگي و افكار زنان مسلمان، و اين موضوع را كانون توجه خود كرده اند. عده اي هم هستند كه به زنان در تذكره ها علاقه مند اند، مانندِ روت رودِد Ruth Roded كه Women in Islamic biographical collections from Ibn Sa'd to Who's who  را در سال 1994 در 157 صفحه نوشت. اما از وقتي كه مساله ي حجاب يا پوشش اسلامي براي برخي از دانش آموزان و دانشجويان - و در مواردي هم براي كساني كه دانش آموز و دانشجو نبودند اما پوشش اسلامي داشتن براي شان مهم بود - در بعضي از كشورهاي اروپايي مطرح شده، تب تحقيق درباره ي زنان مسلمان و نقش سياسي و اجتماعي آنان خصوصا براي روزنامه نگاران بالا گرفته است.

    چهارده سال پيش يعني سال 1996 جودي مابروJudy Mabro كتاب 275 صفه اي خود را به حجابِ زنان مسلمان اختصاص داد و در آن كوشيد اين موضوع را از ديد جهان گردان و سفرنامه نويسان غربي نشان دهد. زيرا حجاب در غرب نه فقط يك پوشش صرف بلكه بيشتر به عنوان نماد نيرومندي تلقي مي شود كه اولاً، نشانه ي همبستگي با مسلمانان است و ثانيا، مظهر ظلم و ستم به زنان. اين برداشت از حجاب در نوشته ها، سفرنامه ها، آثار ادبي و هنري غرب به چشم مي خورد. براي جودي مابرو مهم بود كه ببيند جهانگردان اروپايي كه به كشورهاي اسلامي خصوصا خاورميانه سفر مي كردند، در دويست سال گذشته حجاب و مقام و منزلت زنان مسلمان را چگونه نشان داده اند تا از رهگذر آن تلقي اروپايي هاي سده ي 19 و 20 را از زندگي زن مسلمان بازگو كند و به اين نتيجه مي رسد كه جهانگردان اروپايي به تعصصب مسلمانان در داشتن حجاب اشاره كرده اند و اين كه حجاب همه ي حقيقت نيست و عنواني كه براي كتابش انتخاب كرده "Veiled half-truths, Western Travelers' Perceptions of Middle Eastern Women " گوياي همين مطلب است.

    برخي هم تحقيق خود را محدود به زنان يك نقطه از جهان اسلام كرده و مقطع زماني را نيز محدود كرده اند مثلا، به نقش اجتماعي و جامعه شناختي زنان ايران بعد از انقلاب پرداخته اند؛ يا آن كه به يك منطقه بسيار تاثير گذار از جهان اسلام مثلا، بنگال در شبه قاره كه خصوصا در ارتباط با ايران اهميت فوق العاده دارد، توجه كرده اند. نمونه ي بارز آن را مي توان در كار خانم سونيا امين ديد كه از دنياي در حال تغيير زنان مسلمان بنگال، و مشخصاً از روياها و كارهاي رقيه سخاوت حسين سخن مي گويد. بنگال و گجرات دو منطقه اي اند كه بخاطر ثروت و موقعيت استراتژيك، از اهميت خاصي برخورداراند؛ از نظر تاريخ نگاري، در هر دو منطقه در طول دوره ي سلطنت و آنگاه كه سنّت هاي تاريخي و فرهنگي ايراني حاكم بود، تاريخ هاي زيادي نوشته شدند( درباره ي تاريخ نگاري در شبه قاره كه وجه غالب در تاریخ‌نگاری هندِ عصر اسلامی، سیطرۀ زبان فارسی و دیدگاههای تاریخ‌نگارانۀ ایرانی بر آن است، نك: " تاريخ نگاري در شبه قاره"، دايره المعارف بزرگ اسلامي، ج 14، نوشته ي مرتضي رزم آرا). 

    يكي از نوشته هاي ارزشمند سونيا امين را مي توان در مجموعه مقاله هاي خواندني "شناخت مسلمانان بنگال"(2001) ديد كه رفيع الدين احمد از مورخان نامدار شبه قاره آن را ويرايش كرده و انتشارات دانشگاه آكسفورد آن را منتشر كرده است.

     جرالدين بروكس پس از ديدار و گفت و گو با زنان مسلمان در جهان اسلام از جمله، زنان ايراني در تهران به اين نتيجه مي رسد كه هرچند در مقايسه با زنان اروپا و آمريكا خيلي فرق دارند اما افكار زنان مسلمان در همه جاي جهان اسلام يك جور نيست؛ او سعي مي كند از دنياي در حال تغيير زنان مسلمان سخن بگويد و زنان ايراني را، به تعبيرش "با همين چادر مشكي كه بر سر دارند"، پيشگام مي داند. به نظر او، برغم اين واقعيت كه زنان 9 قسمت از 10 قسمت ميل جنسي را طبق كلام مولايشان برخوردارند اما آنها خيلي نمي خواهند مسايل جنسي تعيين كننده باشد و معتقد است كه زنان مسلمان در مقايسه با زنان آمريكايي، براي خود "عالمي" دارند - "عالم ناپيدا".  البته اين مقايسه با زنان غربي از ديدِ تيزبين منتقدش جِف لومِتا Geoff Lumetta پنهان نمانده است و نقدي بر اين كتاب نوشته

    Reviewed by Geoff Lumetta, Washington Report On Middle East Affairs, April 1996, pg. 70

     كه در www.washingtonreport.org  يا در سايتِ "اسلام براي امروز"

     www.islamfortoday.com قابل دسترسي است. جِف لومتا نقدش را اين طور شروع مي كند كه همه ي آنهايي كه درباره ي اسلام و مسلمانان چيزي مي نويسند، در يكي از اين دو دسته قرار مي گيرند: يا از اسلام و مسلمانان بد مي گويند و زبان گزنده و كوبنده دارند، و يا آن كه نرمش نشان مي دهند، وارد مسائلي كه احساسات مسلمانان را جريحه دار كند نمي شوند و موضع اعتذاري اختيار مي كنند. اما جرالدين بروكس در اين كتاب، بارها در نقش هر دو دسته ظاهر مي شود. پس از نشان دادن اهميتِ كتاب و موضع انتقادي اش، پايان نوشته اش هم به واقعياتِ حضور زنان در مقياس جهاني و مقايسه ي سرنوشتِ زنان در جهانِ اسلام با سرنوشتِ زنان در غرب مي پردازد و عنوان مي كند كه كتاب بروكس از يك بررسي آماري واقعي بي بهره است، بررسي اي كه نشان دهد دقيقاً چند درصدِ مردها در غرب و جهان اسلام با همسران خود بدرفتاري مي كنند.      

    نگاهي به كتاب شناسي كتابِ بروكس نشان مي دهد كه مولف كمتر به منابع توجه داشت و بيشتر به زندگي و افكار زنان مسلمان علاقه دارد، زنان مسلماني كه در قيدِ حيات اند و به فعاليت هاي اجتماعي و سياسي مشغول اند و مي شود با آنان ديدار و گفت و گو كرد. به همين دليل، در منابع او آثار ارزشمندي چون "بهشتي زيور" كه اشرف علي فاروقي (1863-1943) در 10 جلد نوشت و از نظر فرهنگي بسيار مهم است و جالب ترين اثرش به شمار مي آيد و از هر جنبه اي از زندگي و تعليم و تربيت زنان مسلمان سخن گفته و در واقع، گنجينه اي ارزشمند از فرهنگ مسلمانان شبه قاره ي هند شده و معمولا بخشي از جهزيه ي دختران مسلمان بود، به چشم نمي خورد. انگار بايد محقق فاضلي چون پريگارينا يا آنه ماري شيمل پيدا شود تا به اهميتِ كتاب هاي ماندگاري چون "بهشتي زيور" در ارتباط با زنان مسلمان پي ببرند.

    درباره ي تصوير اين كتاب، لطفاً به "كتابخانه ي سايت كاتبان" مراجعه فرماييد!

     

     

     

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ چهارشنبه 27 مرداد 1389 ساعت 3:12 بعدازظهر (نظر بدهید)

    ميرزا غالب به روايتِ پريگارينا و فاروقي

    زماني كه انگليس در شبه قاره حكومت مي كرد( درباره ي تاريخ نگاري در زمان حضور انگليس در شبه قاره، نك: "تاريخ نگاري در شبه قاره"، دايره المعارف بزرگ اسلامي، ج 14 به قلم مرتضي رزم آرا ) شخصيتي مثل ميرزا غالب دهلوي كه از غزل سرايان برجسته ي آن دوره بود از بي مهري انگليسي ها و كم رونقي زبان و ادب فارسي گلايه مي كرد تا جايي كه حتا آرزوي مرگ مي كرد و ماده ي مرگِ خود را هر سال مي نوشت. غالب (1797-1869)در سده ي 19 از تاثيرگذارهاي ادب مشرق زمين است كه كتاب پريگاينا و فاروقي روايتي شيرين و دل نشين از زندگي و آثار اوست. شعر غالب آن گونه كه پريگارينا و فاروقي مي گويند بازتابي است از هماهنگي هنرمندانه و قدرتِ معنوي استادانه كه نشان از روح آزادي و توان فكري دارد. كشش و كوشش او در بيان انديشه ي ادبي تحسين برانگيز است.

    Mirza Ghalib: A Creative Biography by Natalia Prigarina and M. Osama Faruqi, Oxford :2000

    اين كتاب براي دوست داران زندگي نامه نويسي و همه ي آنان كه به تاريخ نگاري و ادبيات فارسي در شبه قاره ي هند علاقه مند اند مي تواند جذاب باشد. پريگارينا و فاروقي از دو زاويه به ميرزا غالب نگاه كرده اند يكي سرنوشتِ شاعر و دوم اثر خلاق او. اميدوارم اين كتاب الگوي كار كساني شود كه به نوشتن زندگي شخصيت ها و زندگينامه نويسي علاقه دارند.

    ناتاليا پريگارينا مدير بخش متن شناسي و آثار ادبي در پژوهشكده ي شرق شناسي فرهنگستان علوم روسيه در مسكو است كه در سال 1956 از دانشكده ي زبان و ادبيات اين دانشگاه در بخش ايران فارغ التحصيل شد. در 1967 از فرهنگستان علوم روسيه دكترا گرفت و در 1995 پايان نامه ديگري نگاشت. ايشان علاوه بر روسيه در شماري از دانشگاه هاي غرب استاد است و آثاري چند در شعر فارسي شبه قاره دارد و صاحب نظر در سبك هندي، ميرزا غالب شناسي و اقبال شناسي است(درباره ي كارش در سبك هندي، نك: "سبك هندي و جايگاه آن در ادبيات فارسي" ، گزارش ميراث، ش 31 و 32، كه در سايت ميراث مكتوب نيز اين شاهكار تحقيق در سبك هندي قابل دسترسي است).

    بي ترديد، پريگارينا از محققان طراز اول دنيا در حوزه ي ادبيات فارسي در شبه قاره است و با اين كه آثارش از روسي به انگليسي ترجمه مي شوند اما در ايران ناشري سراغ آثارش نمي رود و تا حدودي شخصيت هاي برجسته اي چون او ناشناخته مانده اند.

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ شنبه 12 تير 1389 ساعت 3:36 بعدازظهر (نظر بدهید)

    ليتويناس، زبان فارسي و عرفان اسلامي

    سه روز پيش، ايميلي از دوست خوبم جناب ليتويناس كه در ويلنيوس است و به ايران و عرفان دلبستگي دارد دريافت كردم كه در آن هم نسخه ي الكتروني مقاله اش را برايم فرستاد و هم از تحقيقات جديدش گفت. عنوان مقاله اش Persų, tadžikų ir dari kalbos kaip nacionaliniain lingvistiniai variantai

     " زبان هاي فارسي، تاجيكي و دري به عنوان سه گونه ي زبان ملي" است كه در مجله ي فرهنگ شناسي Kultūrologija (شماره ي 14، 2006، صص 344- 351) به زبان ليتواني چاپ شده است. ايشان مرقوم فرمودند كه به طبقات الصوفيه انصاري و كشف المحجوب هجويري علاقه ي زيادي دارند و هفته ي گذشته درباره ي " متودولوژی جدید چاپ آثار صوفیه در ایران" سخنراني كرده اند. به محض اين كه متن سخنراني ايشان در اختيارم قرار گرفت با كسب اجازه از ايشان در كاتبانkateban.com   قرار خواهم داد. همچنين مركزشان را كه در ارتباط با ايران و اسلام فعاليت دارد معرفي خواهم كرد.

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ يكشنبه 6 تير 1389 ساعت 9:48 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    شيعه شناسي راتلج

    نقشي كه انديشه شيعي در دنياي امروز دارد، ماهيتِ روزافزون ميان رشته اي در شيعه شناسي امروز كه راتلج بر آن تاكيد دارد، حضور شيعه شناساني از نقاط مختلف دنيا و با طيف وسيع كه تهيه و تدوين اين مجموعه را وجهه ي همتِ خود ساخته اند، منابع كتاب شناختي و نمايه ي آن، درخشش فوق العاده در ساختار منسجم و نظام يافته اي كه از شيعه شناسي ارائه داده شده، و بالاخره نشان ناشري چون راتلِج عوامل كافي است براي كشاندن هر علاقه مند به مباحث دين مبين اسلام و تشيع براي مطالعه ي شيعه شناسي راتلج؛ چه، گنجي است شايگان به همتِ جمعي از پرمايگان و نخبگان در اختيار همگان. شايد گاه خواننده با آنچه در آن طرح و تحليل شده، مخالفت ورزد، اما سهل است كه از سوداي خواندن آن مأيوس گردد.

    در سال 1381 به مناسبتِ پانزدهمين نمايشگاه بين المللي كتابِ تهران در سراي اهل قلم راجع به تفاوت هاي روش علمي مسلمانان با غيرمسلمانان در حوزه ي دين و قرآن سخنراني كردم كه پاره اي از آن در شماره ي 115 گلستان قرآن چاپ شد. در شماره ي 117 گلستان قرآن نيز كه به بررسی و نقد کتابِ ساختار معنای دینی در قرآن از نظر ادبی به قلم پانزده صاحب نظر قرآن و ادبیات به ویراستاری بولاتا به زبان انگلیسی كه چكيده ي بهترين انديشه هاي قرآني از نظر ادبي به قلم جمعي از نخبگان و پرمايگان است پرداختيم، در شماره ي 21  خردنامه (1386) همچنين در مقاله ي"اسلام در شبه قاره" كه در آينه ي پژوهش(شماره ي 93) چاپ شد و در واقع مقايسه ي هندشناسي دايره المعارف بزرگ اسلامي با هندشناسي دايره المعارف دين ER(Encyclopedia of Religions) بود( در اين باره، نك: www.kateban.com) نشان داديم كه سمت و سو و جهت گيري پژوهش هاي غربي ها چگونه است.

     آن نشست كه عمدتاً به بررسي كتابهاي علوم قرآني اختصاص يافته بود بر اين نكته تاكيد داشت كه آنچه در غرب با ترجمه‏ای تحت‏اللفظی، مطالعات اسلامی (Studies Islamic) نامیده می‏شود، با آنچه ما در مورد این لفظ در جهان اسلام می‏بینیم تفاوت دارد يعني مطالعات اسلامی در غرب به طور چشمگيري از دو ویژگی انسجام و روش‏مندی سود می‏برد و لذا به دنبال نظریه است. در نتيجه، آنها به طور مستمر نظریه‏پردازی می‏کنند و این موضوع سبب شده است کتاب‏های آنها متناسب با نیاز روز و با مطالعات مخاطب‏شناسی عرضه شود. اين مطلب درباره ي شيعه شناسي نيز صدق مي كند و مجموعه ي چهار جلدي راتلج گواه گفته ي ما است.

    تا آنجا كه به تفاوت علوم قرآني در جهان اسلام و علوم قرآني در غرب ارتباط مي يابد هرگز معلوم نشد كه چه ضرورتي داشت محققان مسلمان بعضي اصطلاحات قرآني را كه فقط در علوم قرآني غرب معني و مفهوم داشت آنها را وارد متون قرآني جهان اسلام نمايند. "تاريخ قرآن" نمونه اي از اين اصطلاح وارداتي است. شايد دليلش اين بوده كه محققان مسلمان به اهميتِ نوشتن تاريخ علوم قرآني پي نبرده اند و حتّا آنگاه كه از بختِ بلندِ ما مردان ميداني بودند و اهل فضلي يافت شدند كه به نوشتن تاريخ علوم قرآني پي بردند اما از بختِ بدِ ما در بررسي تاريخي خود، روشي اختيار نكردند كه روبينز در بررسي تاريخي به كار بست. شايد به همين دليل، حوزه هاي جديد پژوهشي متأثر از رهيافتِ ما در نوشتن تاريخ علوم قرآني به وجود نيامد و پژوهش هاي ميان رشته اي بسيار دير آن هم پس از آن كه در علوم قرآني غرب قد علم كرد در علوم قرآني جهان اسلام هم مجالي يافت. بهره نبردن از دستاوردهاي زبان شناسي جديد نيز مزيد بر علت شد كه زبان نوشته هاي علوم قرآني چندان گيرا و رسا نباشد يا دستِ كم به ساختِ زبان فارسي اعتنا نشد. لفظ "علوم قرآن" به جاي "علوم قرآني" نمونه اي از آن است. كشش و كوشش كم نبود اما درخشش زياد نبوده. به نظر مي رسد كه به ارزيابي كارنامه ي خود و عملكردِ ما در قبال آنچه "علوم قرآني در غرب" گفته مي شود چندان توجه نشده است. به همين دليل، كام يابي ها و ناكامي هاي محققان مسلمان در پژوهش هاي قرآني چندان روشن نيست و احتمالا تحولات علوم قرآني در غرب سير علوم قرآني در جهان اسلام را ترسيم خواهد كرد.

     آنچه كه شيعه شناسي راتلج را با شيعه شناسي ما در جهان اسلام متمايز مي كند ماهيتِ روز افزون ميان رشته اي در شيعه شناسي است امري كه در ايران چندان به آن توجه نمي شود. زماني در سازمان مطالعه و تدوين كتاب هاي درسي دانشگاهي علوم انساني(سمت) عنايت خاصي به موضوع ميان رشته اي شده بود و حتا در اساسنامه ي مجله ي تخصصي آن "سخن سمت" كه فصلنامه اي ارزشمند و تاثيرگذار شده بود و سرمشق شماري از مجله ها مجله ي تاثيرگذاري كه هنوز جايگاه شايسته ي آن به درستي شناخته نشده - اين مطلب را گنجانده بودند اما ظاهراً بعدها بيشتر به پژوهش و تحقيق در شاخه‌هاي علوم انساني با سه رويكرد بنيادي، توسعه‌اي و كاربردي علاقه نشان دادند.  

    به هر حال حتا در دانشنامه ي بسيار ارزشمندي چون دايرة المعارف تشيع (نشر شهيد محبي، تهران، 1381)، ذيل مدخل "تشيع"(ج. 4) كه مشتمل بر 16 بخش (تشيع، فِرَق، عقايد و كلام، فقه و اجتهاد، حديث، علم رجال، تفسير، فلسفه، عرفان، ادب، علوم، انديشه هاي سياسي، جنبش ها و دولت ها، تاريخ نگاري، احزاب، شيعه در جهان امروز) است ماهيت ميان رشته اي شيعه شناسي چندان پررنگ نيست و حتا لفظ "ميان رشته اي" نه در معرفي و نه در تقسيم بندي به چشم نمي خورد؛ بخش "شيعه در جهان امروز" آن نيز  كه به قلم يكي از برجسته ترين و فاضل ترين دانشمندان به گواهي آثارش(نك: "مطالعات اسلامي در غرب انگليسي زبان"، سخن سمت، ش 10) نوشته شده، بيشتر ناظر بر جمعيت و جغرافياي شيعه است نه چيز ديگر. اما مجموعه ي چهار جلدي راتلج چيز ديگر است. اين مجموعه بيشتر در راستاي شيعه شناسي دايرة المعارف دين ER است.

    انتشارات راتلج يكي از چند انتشارات معتبر ي است كه مانند كرزن و بريل در چاپ و نشر آثاري پيرامون اسلام و ايران خوش درخشيده  و كارنامه اي پربار و پربرگ دارد. راتلج از میان انبوهِ سري دين شناسي يا علوم دينيِ(Religious Studies) خود هشت زیرمجموعه را به دين مبين اسلام يعني الهيات و معارف اسلامی يا به تعبيرشان "اسلام شناسي يا مطالعات اسلامي" اختصاص داده است که عبارتند از:

    1.      مجموعه الهيات و معارف اسلامی

    2.      اُفق های تازه در الهيات و معارف اسلامی

    3.      مفاهیم انتقادي در الهيات و معارف اسلامی

    4.      تاریخ و جامعه در جهان اسلام

    5.      از سري عرفان و تصوف

    6.      اسلام سیاسی در آينه ي راتلج

    7.      پیشنهادهای راتلج در ارتباط با خاورمیانه شناسي و اسلام شناسي

    8.      خاورمیانه جدید و جغرافياي جهان اسلام.

    مجموعه مفاهیم انتقادي در الهيات و معارف اسلامی شامل منتخبی از مهمترین نوشته ها و مقالات در باب مفاهیم كليدي يا اساسی مربوط به اسلام است که تاکنون 8 سري از آن و هر يك با جهت گيري خاصي تهيه و تدوين شده در دسترس است. مثلاً مجموعه ي جهان اسلام  به ويراستاري يكي از نامدارترين اسلام شناسان كه در بررسي هاي تاريخي در علوم قرآني يد طولايي دارد يعني آندرو ریپین مي باشد. اين مجموعه كه به قلمرو جهان اسلام مي پردازد در واقع اطلاعات ارزشمندي درباره ي حضور انديشه ي اسلامي خصوصاً در آسيا مثلاً در كشورهاي عضو اكو و شبه قاره ي هند به دست مي دهد.  جغرافي دانان مسلمان، جهاني سازي، اسلام سياسي، انديشه ي قرآني، انديشه ي كلامي، انديشه ي عرفاني و صوفيانه و بالاخره شيعه شناسي عناوين سري كتابهاي راتلج راجع به اسلام اند. چيزي كه در اين مجموعه ها بيشتر توجه آدم را به خود جلب مي كند حضور پر رنگِ اسلام شناس هايي است كه بيشتر روي قرآن و انديشه ي قرآني كار كرده اند. مثلاً آندرو ريپين كه شرحش گذشت يا كالين ترنر كه هم ويراستار مجموعه ي  قرآن راتلج است هم يكي از دو ويراستار مجموعه ي شيعه شناسي راتلج. در سايت دانشنامه ي جهان اسلام نيز خبرها و مطالب ارزشمندي آورده مي شود كه خصوصاً در ارتباط با جهان اسلام در خور اعتنا مي باشد. نوشته ي حسين خندق آبادي كه كاملاً در پيوند با مطالب ماست، نمونه اي از آن است.  افزون بر اينها نبايد از اهميتِ مجموعه ي اسلام در غرب كه آن نيز در چهار جلد و به زبان انگليسي خواهد بود، غافل شد. در اين مجموعه، راتلج بر آن است كه در جلد اول به تاريخ اسلام و مسلمانان در مغرب زمين، در جلد دوم به مسايل حقوقي، اقتصادي و اجتماعي، و در جلد سوم به فرهنگ و تعليم و تربيت، و در جلد چهارم به سياست و جامعه بپردازد. در اينجا به حضور مسلمانان در حيات سياسي، و مسايلي در ارتباط با اسلام هراسي، خصوصاً  اسلام گرايان و گروه هاي سلفي كه موجبات نگراني را براي بعضي از كشورها مانند تاجيكستان كشوري كه سال 2009 را سال امام ابوحنيفه نام گذاري كرده است-  فراهم آورده، طرح و تحليل مي گردد. ويراستاران اين مجموعه ي عظيم ديويد وسترلاند[1] و اينگوار اسوانبرگ[2] خواهند بود. با توجه به اين كه در دانشگاه هاي ايران درس اسلام شناسي در غرب وجود دارد، اين مجموعه مي تواند چه به لحاظِ جامعيتِ مطالب و چه از نظر جامعيتِ منابع از مهم ترين و تازه ترين منابع آن درس به شمار آيد. در اينجا بهتر است به مجموعه ي شيعه شناسي راتلج بپردازيم كه موضوع اصلي بحث ما است.

    این مجموعه در حجمی  1704 صفحه اي مشتمل بر 75 مقاله است همراه با مقدمه ای در معرفی مجلدات چهارگانه کتاب و نمایه تاریخی مقالات. در معرفي اي كه از اين كتاب در سايت راتلج به زبان انگليسي آمده، عنوان مي شود كه اين چهار جلد مباحث كليدي در شيعه شناسي را در بر مي گيرد و موادي را در اختيار مي گذارد كه تا پيش از اين بطور جسته و گريخته وجود داشت و دسترسي به آن آنقدرها هم آسان نبود اما اينك همه در يك جا گرد آمده و گنجي شده شايگان. نخستین مقاله ي کتاب که به عنوان درآمد در جلد اول آمده است به قلم ویلفرد مادلونگ اسلام شناس سرشناس كه ويراستار نسخه ي انگليسي دايرة المعارف بزرگ اسلامي و اسماعيليه شناس نامداري كه كل مقاله هاي تشيع در دايرة المعارف دين ER  به قلم او و سيد حسين نصر مي باشد، است كه در واقع برگرفته از مقدمه کتابش جانشینی پيامبر (ص) است. در حالي كه بخش اعظم اين مجموعه، نوشته هايي اند كه در پنجاه سال اخير نوشته شده اند اما از پژوهش هاي متقدم  نيز غافل نبوده اند و اين طور نيست كه فقط به آثار متأخرين عنايت شده باشد. كوشش شده تا افقي پيش روي محققان در راستاي تحول اين حوزه گشوده شود. 

    جلد اول به خاستگاه تشيع و سير آن مي پردازد. در اين بررسي به تاريخ سياسي اجتماعي جنبش ها، محافل و مناطقي توجه شده كه هويتِ خود را در تشيع مي جستند. كانون توجه در اينجا بيشتر شيعه ي دوازده اماميه بوده اما شاخه ها و فرقه هاي ديگر ناديده گرفته نشده اند. نوشته هاي اين جلد موضوعاتي چون دوران خلافت اميرالمومنين(ع)، نقش امام حسین و اهمیت واقعه کربلا، جايگاه امام جعفر صادق، امام زمان، شیعه در زمان امويان و عباسيان، مغولان و صفویه، شیعیان زیدی، اسماعیلیان، شیخیه و بهائیه، مفهوم اثنی عشریه، حکومت فاطمیان، حوزه نجف اشرف، مهاجرت علمای جبل العامل به ایران، نزاع اخباریان و اصولیان، شیعیان ایران، عربستان و جنوبِ آسیا مي باشند كه به قلم ویلفرد مادلونگ، مونتگمری وات، هاینس هالم، فرهاد دفتری، اتان کلبرگ، سعید امیرارجمند، آلبرت حورانی، آندرو نیومن، حامد الگار و دیوید پینولت نوشته شده اند. در فرصتي ديگر به شيعه شناسي تك تكِ اينها خواهيم پرداخت و حضور اينها را در آثار مرجع غرب نشان خواهيم داد.

    جلد دوم شامل مقالاتي است كه پديدآورندگان در جست و جو و كنكاش كلام شيعي و آرمان فلسفي تشيّع اند. در اينجا بيشتر سعي شده به آن جنبه هايي از تشيع رسمي[3]  و طقسي[4]  پرداخته شود كه از اكثريت سنّي متمايز مي گردد. در اين جلد 16 مقاله به چشم مي خورد كه حول کلام و فلسفه در تشيع مي چرخند و مباحثي چون خداشناسی، امام شناسی، مسأله تحریف در قرآن، تفاسیر شیعی، مخالفت با عرفان و تصوف، آراي اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلی و کلام معتزلی شیعه، میرداماد و تأسیس مکتب اصفهان، تعالیم ملاصدرا، حزب الله لبنان و شهادت به قلم شيعه شناساني چون هانری کربن، علامه طباطبایی، نصر، عبدالعزیز ساشدینا، مارتین مکدرموت، ویلفرد مادلونگ، زابینه اشمیتکه، حمید دباشی(Hamid Dabashi) متخصص جامعه شناسي فرهنگ و اسلام كه استاد ايران شناسي و ادبيات تطبيقي است و آثارش تا آنجا كه من مي دانم به روسي، لهستاني، دانماركي، آلماني، ژاپني، اسپانيايي، فرانسوي، عبري، عربي، ايتاليايي، كره اي، فارسي، پرتغالي، تركي و حتا اردو ترجمه شده اند و Authority in Islam (مرجعيت در اسلام) يكي از آثار مشهور اوست،  طرح و شرح شده اند.

    جلد سوم به فقه شيعه اختصاص يافته و با توجه خاص به سير اجتهاد (independent reasoning  ) مي پردازد كه زير بناي پويايي ذاتي فقه شيعه را تشكيل مي دهد و خط سير آن را مي توان تا روزگار ما دنبال كرد. در اين جلد 19 مقاله پيرامون فقه، آيين و مناسک شيعي به چشم مي خورد. نظریه شیعه دوازده امامی در باب مرجعیت سیاسی و فقهی، گسترش نظریه شیعه امامی در باب جهاد، نظریه اجتهاد در فقه شیعه، جواز متعه، خمس و زکات، تقیه، تقلید، خاستگاه احادیث شیعی، نظر شیعه در باب پیامبران، نظر علما در باب نحوه عزاداری ایام محرم، خرق عادت، و نیایش مباحث عمده ي اين جلد را تشكيل مي دهند كه به قلم اتان کلبرگ، اری روبین، ویلفرد مادلونگ، ورنر ایند، نورمن کالدر، ران باکلی، رابرت گلیو كه در سايت كاتبان محسن موسوي قهدريجاني سايتش را آورده و در آن اطلاعات ارزشمندي راجع به طرح هاي پژوهشي و كارگاه هاي آموزشي اين شيعه شناس به چشم مي خورد، لن کلارک و کالین ترنر نوشته شده اند.

    جلد چهارم  پيرامون سير نظريه هاي حكومت به تعبير راتلج "در فضاي عالمانه ي شيعي"[5]  دور مي زند و اسلام سياسي در تشيع يا انديشه ي سياسي در شيعه را از دوران پرآشوبِ آغازينش تا پيش از تجدّد و تجلي عصر حاضر دنبال مي كند. مقاله هاي اين جلد كه كمي بيشتر از بقيه جلدها است به طرح و شرح نظریه های سياسي در باب حكومت تا روزگار ما مي پردازند. تأسیس حکومت اسلامی، فدائیان اسماعیلی، فقه شیعه در جمهوری اسلامی ایران، بنیادگرایی، نهاد مرجعیت در تشیع، ولایت فقیه، سیاست و حکومت در نظر شخصيت هاي ديني و غير ديني در روزگار ما كه در انديشه ي سياسي شيعي تاثيرگذار بوده اند از مباحث اين مجلد اند كه به قلم آن لمپتون، امام خمینی، نورمن کالدر، فرهاد کاظمی، شاهروق اخوی، ونسا مارتین، سعید امیرارجمند، شهلا حائری، طالب عزیز، اوان زیگل، مرتضی مطهری، چارلز کورزمن، محمود صدری و مونا حرب نوشته شده اند. گفتني است زبان عمده ي اين نوشته ها انگليسي مي باشد.



    [1] . D. Westerlund

    [2] . I. Svanberg

    [3] Shi’ite orthodoxy.

    [4] Shi’ite orthopraxy

    Orthopraxy مشتق از كلمه ي يوناني (ρθοπραξις) به معناي "عمل درست و پسنديده"، و آييني است كه بر كردار تاكيد دارد يعني فعل پسنديده اي كه هم ناظر بر اخلاق هم ناظر بر انجام عمل ثابت چون نماز باشد.

    [5] . Shi'ite scholarly milieu

    به اين ترتيب با مهارتي ستودني و ساختاري منسجم كل اين مجموعه استادانه ذيل چهار عنوان

    1)     خاستگاه شيعه و سير آن،

    2)     عقايد و اعمال،

    3)     فقه،

    4)     دولت و حكومت

    طرح و شرح شده است.

    گفتني است اطلاعات كتاب شناختي آن در كتابخانه ي كنگره ي آمريكا به اين شرح است[1]:

    LC Control No.: 

    2007036671 

    LCCN Permalink: 

    http://lccn.loc.gov/2007036671 

    Type of Material: 

    Book (Print, Microform, Electronic, etc.) 

    Main Title: 

    Shi’ism / edited by Paul Luft and Colin Turner. 

    Published/Created: 

    New York : Routledge, 2008. 

    Projected Publication Date: 

    0711 

    Related Names: 

    Luft, Paul. 

     

    Turner, C. (Colin) 

    Description: 

    p. cm. 

    ISBN: 

    9780415391870 (set) 

     

    9780415391863 (volume 1) 

     

    9780415391887 (volume 2) 

     

    9780415391924 (volume 3) 

     

    9780415391931 (volume 4) 

    Notes: 

    Includes bibliographical references and index. 

    Subjects: 

    Shī'ah --History. 

    LC Classification: 

    BP192 .S565 2008 

    Dewey Class No.: 

    297.8/2 22 



    [1] . جا دارد از دوست و همكار فاضلم در كتابخانه ي ملي ايران جناب آقاي علي رضا اكبري تشكر كنم كه در پيدا كردن منابع بويژه وقتي كه در آمازون هم نشود پيدا كرد، كيمياگري مي كند و تصوير اين كتاب را يافت و در اختيارم گذاشت.

     

     

     

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ دوشنبه 31 خرداد 1389 ساعت 1:02 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۱)

    حافظ و ادبيات فارسي به روسي و چند زبان ديگر با نگاهي به كار چاليسوا

    در خرداد 1388 جناب آقاي حميد سليم گندمي مديريت محترم اطلاع رساني كتابخانه ي ملي ايران به بنده اطلاع دادند كه يك مجموعه كتاب به زبان هاي مختلف به كتابخانه ي مركزي كانون اسلامي انصار اهدا شده كه در واقع اهدايي بازماندگان مرحوم دكتر تقوي[1] است. ايشان ضمن هماهنگي شايسته با آن كانون خواستند كه ببينم اين مجموعه دقيقاً به چه زبان هايي اند. پس از مراجعه كه با استقبال گرم دست اندركاران و همكاري آن كتابخانه همراه بود، ديدم كه اين مجموعه بيشتر در حافظ شناسي است و كلاً در ارتباط با شعر و ادب فارسي به زبان هاي روسي، بلغاري، ارمني، سيريليك تاجيكي، سيريليك آذري، اكرايني، بنگالي، ژاپني، چيني، انگليسي، آلماني و دانماركي است كه ذيلاً عرض خواهم كرد. بعداً به پيشنهاد فاضل گرامي پرويز گلچين معاني كه از دست اندركاران آنجا بودند فهرست نويسي اي از آن منابع به عمل آوردم.   فكر مي كنم اين موضوع اهميتِ شناسايي و فهرست نويسي كتابخانه هاي شخصي را گوشزد مي كند.

    روسي

    به دو دليل بد نيست كه با روسي ها شروع كنيم كه در واقع توجيه روش شناختي در انتخاب ما باشد يكي اين كه بيشتر آن ها به زبان روسي است و دوم اين كه يادداشت هاي برخي از نامداران و بزرگان ايران شناسي در صفحه عنوان شماري از اين كتاب ها كه نشان از مكاتبات بين آنها و مرحوم تقوي دارد بر ارزش اثر افزوده و آنها را كيميا كرده و اين چيزي است كه در بقيه به ندرت ديده مي شود. كلاً 10 عنوان روسي ديدم كه فقط يكي از آنها ارتباطي با حافظ شناسي و ادبيات فارسي نداشت و آن كتابي بود درباره ي آموزش زبان روسي براي دبيرستاني ها كه به همتِ فاطمه سياح، گيلده برانت و م. آهي نوشته شده بود و محل نشر آن باكو-تهران(1945) قيد شده است. پيش از معرفي كتابها بايد به كار حافظ شناسي خانم چاليسوا اشاره كنم كه مقاله اي ارزشمند به زبان روسي دارد و حيف است در اينجا به آن اشاره نشود يعني "حافظ روسي" كه در يك مجله ي معتبر هم چاپ شده و جديد هم است:

     «Русский Хафиз», Перевод и комментарий газелей (в соавторстве с Н.И. Пригариной, М.А. Русановым),  Ирано-Славика, 2004-2008, №№ 1-16.

    خانم چاليسوا همان محقق نامدار روس در ادبيات فارسي است كه كتاب ماندگار پريگارينا صاحب نظر پرآوازه ي شعر فارسي در شبه قاره "سبک هندی و جایگاه آن در ادبیات فارسی"(1999) را ويرايش كرده و ما آن را در مجله ي گزارش ميراث معرفي و بررسي كرديم(نك: سال 3، شماره ي 31 و 32؛ همچنين، نك:  http://www.mirasmaktoob.ir ).

    ترجمه ي غزليات حافظ(1956) در چهار نسخه با جلد مخصوص تذهيب كاري شده كه ترجمه ي آن به همت گروهي از ايران شناسان شوروي چون ليپسكروا از فارسي به روسي صورت گرفته و مقدمه اي مفصل و خواندني به قلم براگينسكي زينت بخش كتاب است.

    غزلياتِ حافظ از ميخائيل زند(1963) كه مقدمه اي بسيار خواندني به قلم ليپكين دارد. زند از نابغه هاي ادبيات فارسي خصوصاً در آسياي مركزي است كه با دانشنامه ي ايرانيكا همكاري دارد و سال هاست كه ديگر در روسيه زندگي نمي كند. او متولد 1927 است. Шесть веков славы (1964) يكي از آثار ماندگار اوست كه در ايران از روي نسخه ي انگليسي آن Six centuries of glory: essays on medieval literature of Iran and Transoxania به فارسي ترجمه شده است: ش‍ش‌ ق‍رن‌ اف‍ت‍خ‍ار. مترجم آن ع‍ب‍اس‌ اح‍م‍دی‌ است كه از روی‌ ت‍رج‍م‍ه‌ ان‍گ‍ل‍ی‍س‍ی‌. ت‌. آزال‍ی‍ت انجام داده و در 1362 در تهران منتشر شده. ‌ ع‍ن‍وان‌ روی‌ ج‍ل‍دِ آن ش‍ش‌ ق‍رن‌ اف‍ت‍خ‍ار: ک‍ن‍دک‍اوی‌ در ادب‍ی‍ات‌ ک‍لاس‍ی‍ک‌ ای‍ران مي باشد كه در واقع مجموعه مقاله هاي زند درباره ي ادبيات ايران و ماوراءالنهر است. ترجمه ي انگليسي آن را خوش بختانه در كتابخانه ملي ايران دارند.  ن‍ور و ظل‍م‍ت‌ در ت‍اری‍خ‌ ادب‍ی‍ات‌ ای‍ران اثر ديگر اوست كه اين نيز به فارسي ترجمه شده است ( تهران، 1378). مترجم آن حسين اسدي پور پيرانفر است.

    غزليات حافظ از دونايوفسكي(1935) كه زير نظر تيخانوا ترجمه شد. علاوه بر مقدمه ي مترجم، مقدمه اي ديگر به قلم فريتاگ به چشم مي خورد.

    غزليات حافظ (1959) ترجمه ي ليپسكروا و ديگران كه انتشارات دولتي ادبيات بديعي در مسكو آن را منتشر كرده است. اين اثر در چهار نسخه داراي جلد مخصوص تذهيب كاري شده مي باشد كه به همت گروهي از ايران شناسان شوروي آن را ترجمه كرده اند. مقدمه ي مفصلي به قلم براگينسكي ايران شناس نامدار روس زينت بخش كتاب است.

    غزليات حافظ از آثار باشقيري(1973) كه نام ليپكين و شروينسكي در پديدآوران به چشم مي خورد و انتشارات آثار باشقيري در اوفه (Уфа) آن را منتشر كرده است. اين كتاب نيز ترجمه ي منتخباتي از ديوان حافظ به روسي است. در صفحه عنوان يادداشتي از مرحوم عبدالغني ميرزايف به خط فارسي ديده مي شود كه آن را به مرحوم تقوي هديه كرده است. چيزي كه تحسين بيننده را بر مي انگيزد خطِ بسيار زيبا و چشم نواز ميرزايف است كه فكر نمي كنم امروزه در تاجيكستان كسي باشد كه بتواند مثل ميرزايف در خط نياكان تا به آن درجه در خط خوش، هنرنمايي و دلبري كند. وقتي خط خوش ميرزايف را ديدم اين شعرها يادم آمد: "غلام همت آن نازنينم/ كه كار خير بى روى و ريا كرد" و بر آن سلام كردم " سلامي چو بوي خوش آشنايي" و گفتم "هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود" و در اينجا دقيقاً معناي تاجيكي "نقش" به ذهنم آمد.   

    ستارگان شعر(1974) به همت براگينسكي تهيه و تدوين شده كه به رودكي، فردوسي، خيام، مولوي، سعدي، حافظ و جامي مي پردازد. اين كتاب در 549 صفحه است كه از صفحه ي 372 تا 416 به حافظ مي پردازد. مقدمه ي كتاب به قلم براگينسكي است و ويراستاران آن عيني و چليشويلي اند.

    بقيه مستقيماً به حافظ نمي پردازند: رودكي(1968) كه در واقع رودكي شناسي ميرزايف است و عثمانوا آن را در 319 صفحه از فارسي تاجيكي به روسي ترجمه كرده است. ديوان رودكي(درگذشت329ه) پايه گذار شعر فارسي هنوز در مرحله جمع آوري است. از هفت مثنوي او اطلاعات كامل و دقيقي در دست نيست. مدت ها است كه صاحب نظران و رودكي شناسان به بازسازي ميراث ادبي رودكي همت گماشته اند. وارژيكينا، علي اشرف صادقي و كريم اف از جمله ي اين صاحب نظران اند. وارژيكينا در سال 1977 به زبان روسي و صادقي در سال  1372 "اشعار تازه رودكي"(نشر دانش، ش3)  و كريم اف در سال 2008 در اين ارتباط، مقاله نوشتند كه مقاله ي ايشان را با عنوان "رودكي و بازسازي مثنوي سندبادنامه ي او" به فارسي برگردانديم و در فصلنامه ي پاژ(1387) در مشهد به همتِ جناب استاد ياحقي چاپ شد. او در مقاله اش دو اثر ادبي را كه يكي به شعر(سندبادنامه رودكي) و ديگري به نثر(سندبادنامه ظهيري سمرقندي) است اما از نظر نام و موضوع مشترك مي باشند با هم مقايسه و بررسي كرده است تا از رهگذر آن مثنوي سندبادنامه رودكي را بازسازي نمايد. گفتني است رهيافت كريم اف اساساً رهيافتي موضوعي است و تفاوت كارش با ديگر رودكي شناسان بيشتر در همين روش و چشم انداز است. به منظور درك و فهم درستِ معني واژه هاي رودكي آن ها را با فارسي ايراني مقايسه و توضيحات و يادداشت هايي بر آن افزوديم(درباره ي مقايسه ي فارسي تاجيكي و فارسي ايران، نگاه كنيد به مقاله ي ما در فصلنامه ي ادبيات تطبيقي، ش 3، كه در واقع موضوع سخنراني ما "فارسي تاجيكي به كدام سو مي رود؟" در شهريور 1386 در دانشگاه فردوسي مشهد بود). مهمترين اثر كريم اف

    Литературно- исторические источники и основные тенденции таджикской литературы  XVI в. – Душанбе : Дониш, 2000. – 409 с. 

    است كه در سال 2000 به زبان روسي چاپ شد و در سال هاي اخير آن را زير نظر مولف به فارسي برگردانده ايم: ادبيات فارسي در آسياي مركزي: منابع ادبي-تاريخي و جريان هاي ادبي. گفتني است در سال 1974 به همت كريم اف و سعدي سعدي اف ديوان رودكي زير نظر محمد نوري عثمان اف و رسول هادي زاده تصحيح شد. اما نخستين بار در تاجيكستان، عبدالغني ميرزايف با بهره گيري از يافته ها و رهيافتِ سعيد نفيسي، ديوان رودكي را به مناسبت 1100 سالگي رودكي چاپ كرد. جامع ترين منبع در حال حاضر دانشنامه ي رودكي است كه در چهار 4 جلد بين سالهاي 2008-2009 به خط سيريليك در تاجيكستان منتشر شده است و بنده هم از مولفان آن هستم و شايد بشود گفت نخستين دانشنامه ي تخصصي براي شاعران در ادبيات فارسي است. 

                شعرهاي رودكي(1964) كه كميساروف، لوينكا و ليپكين آن را زير نظر براگينسكي تهيه و ترجمه كرده اند. اين كتاب در واقع قصيده ها، قطعه ها و بيت هاي پراكنده ي اما مرتبط به هم رودكي است.

    مينياتور(1966) به قلم ايوانوا و ديگران كه به انديشه ي ادبي و هنر ايراني مي پردازد. شاهنامه ي فردوسي(1957) كه فرهنگستان علوم شوروي آن را در مسكو منتشر كرد و نام بزرگاني چون بَنو، لاهوتي و استاريكوف در پديدآوران آن به چشم مي خورد. شايد از نظر اطلاع رساني، بي فايده نباشد كه بگوييم در تاجيكستان كتاب شناسي فردوسي تهيه شده و در تابستان 2008 بود كه به دنبال ناشر مي گشتند كه اين مطلب را ذيل نوشته ي حق نظر قربان محمّدوف كه از جايگاهِ فردوسي و شاهكارش در ميان اقوام(خلق هاي) دوست داشتني آسياي مركزي بسيار خواندني و دل نشين سخن گفتند و در سايت www.iras.ir (کد خبر : IRN- 7340) قابل دسترسي است گفتيم. نوشته ي او در 10 تير 1388 در سايت ديده شد و تا 20 تير 1388 يعني ظرف 10 روز 540 بار از آن مطلب ديدن كردند. بد نيست در اينجا به كتاب هاي سيريليك تاجيكي و بعد سيريليك آذري و در ادامه به بقيه ي منابع موجود به زبان هاي ديگر به پردازيم.

    سيريليك تاجيكي

    حافظ شيرازي(1967) به كوشش شنبه زاده كه در پشت صفحه عنوان به خط سيريليك ضمن ستايش از حافظ، مي خوانيم كه در اين مجموعه بهترين غزل هاي حافظ تقديم خواننده مي گردد. در صفحه ي 273، لفظِ "مندرجه" آمده كه بيت يابي يا كشف الابيات را در نظر دارد نه فهرستِ مطالبِ كتاب را. عنوان مقدمه "شاعر ساحر" نام دارد كه برگرفته از شعر معروف حافظ است: "من آن شاعر ساحر كه به افسون سخن/ از ني كلك همه قند و شكر مي بارم". در يادداشتي كه پيش از صفحه عنوان آمده به فارسي نوشته اند "شرح حال و ترجمه غزليات حافظ به زبان روسي توسط پرفسور ميرزايف" كه اشتباه است چون اولاً روسي نيست دوماً كتاب بكوشش شنبه زاده است نه ميرزايف.

    حافظ نامه(1971) به قلم اعلاخان افصح زاد كه لفظِ "حافظ نامه" در فارسي ايراني نام آشنا است و به يادِ حافظ نامه ي استاد خرمشاهي مي افتيم. دقيقاً نمي دانم كه نخستين بار لفظِ حافظ نامه كجا و در كدام كشور فارسي زبان به كار رفت. به هر حال، مخاطبِ حافظ نامه ي افصح زاد جوانان و نوجوانان عنوان شده است. ويراستاران كتاب جمال الدين كريم زاده و عمراف مي باشند.

    فاني و حافظ (1966) به قلم عبدالغني ميرزايف و به ويراستاري ظاهر احراري كه در اينجا ميرزايف به مناسبتِ 525 سالگي علي شيرنوايي به مقايسه ي حافظ و نوايي مي پردازد و در آن 30 غزل جوابيه ي نوايي را بر غزل هاي حافظ آورده است. گفتني است علي شير نوايي در بين تاجيك ها جايگاه خاصي دارد و احترام زيادي براي او قائل هستند. گواه اين گفته را مي توان در نام گذاري فرزندان تاجيك ديد.

    جشن نامه ي حافظ(1971) مجموعه مقاله هايي است به قلم نامداران ادب پارسي در تاجيكستان. نام بزرگاني چون هادي زاده، معصومي، ذهني، قادراف، كپرانوف، عبدالله يف، بابايف، هدايت اف، عيني، افصح زاد، رحيم هاشم، سيف اف، افصح زاد، شهاب اف و محمدجان شكوري در اين مجموعه مي درخشد.

    سيريليك آذري

    حافظ شيرازي(1967) كه ترجمه ي منتخباتي از حافظ به سيريليكِ آذري به همتِ ابوالفضل حسين است. مقدمه، توضيحات و ويرايش كتاب توسط اكرم جعفرايدير است كه اهداي كتاب به قلم اوست به شخصي به نام "رسول هادي" كه او را "دوست شيرين زبان" خطاب كرده. شايد اين شخص همان رسول هادي زاده ي معروف باشد.

    اكرايني

    غزليات حافظ(1971) ترجمه ي واسيل ميسيك به اكرايني كه مقدمه ي كتاب به قلم يرما پالاتنيوك است. در كاور روي جلد اطلاعاتي درباره ي از سري آثار مشابه در فرانسوي، روسي و لهستاني مي دهد.

    بلغاري

    شاعران كلاسيك فارسي(1973) كه به رودكي، فردوسي، خيام، نظامي، مولوي، سعدي، حافظ و علي شير نوايي مي پردازد. تهيه و تنظيم و ترجمه ي آن توسط ياردان ميليوف مي باشد كه انتشارات معروف بلغارستان نارودنا كولتورا در صوفيه منتشر كرده است.

    ارمني

    ديوان حافظ(1922) ترجمه ي مسروپ و. ماكسوديان مي باشد. اثر ديگري كه به زبان ارمني بود به ادبيات كلاسيك فارسي ارتباط داشت و در سال 1971 در ايروان منتشر شده بود.

    دانماركي

    اشعار حافظ(1919) ترجمه ي كارل كيرسماير است كه در كپنهاگ چاپ شده. پيش از صفحه عنوان يادداشتي به چشم مي خورد داير بر اين كه كتاب توسط مارتينسون C.Martinsson  از استكهلم در تاريخ 25/9/1357 به تهران رسيد. ضمناً فاكتور خريد كتاب كه به زبان دانماركي است ضميمه مي باشد. نسخه اي ديگر از همين مترجم كه آن نيز چاپ كپنهاگ مي باشد در مجموعه وجود دارد اما ناشر و سال نشر آن فرق داشت. اثر ديگري بود زير عنوان ادبيات فارسي (1970) از هنري برومز كه به بابا طاهر، ابوسعيد ابي الخير، امير معزي، سعدي، مولوي، حافظ، بهادرشاه دوم و اقبال لاهوري مي پردازد اما به زبان دانماركي نبود.

    انگليسي

    ديوان حافظ(1986) ترجمه ي پل اسميت كه ويراستارش آن اسميت است. اين كتاب را نِسْتُر ولاديكا به زين العابدين مؤتمن تقديم كرده و دكتر مؤتمن آن را مناسب ديده كه به دكتر تقوي هديه كند.

    بنگالي

    ديوان حافظ([1956] ) احتمالاً بكوشش جاسم الدين كه يادداشتي با ماشين تايپ به زبان انگليسي در لاي كتاب بود و در آن نوشته شده كه تعليقات كتاب به قلم دكتر غلام رباني از وزارت برنامه ريزي بنگلادش است و در پايان با مِداد نوشته شده: "23/9/2536 رسيد به تهران". نسخه ي ديگري كه به بنگالي در اين مجموعه بود رباعيات حافظ نام دارد كه ترجمه ي نازگل اسلام است كه احتمالاً در 1961 در كلكته چاپ شده. اين كتاب آنگونه كه در پيشگفتار تصريح شده مستقيماً از متن فارسي به بنگالي ترجمه شده است.

    ژاپني

    ديوان حافظ(1976) ترجمه ي كورياناگي كه مترجم نامش را آنجا كه طي يادداشتي يك نسخه را به مرحوم تقوي تقديم كرده، به انگليسي و ژاپني مرقوم فرمودند. در صفحه ي 407 به انگليسي نوشته شده كه چاپ ژاپن است و اين اثر مورد تاييد موسسه ي سلطنتي ترجمه ي تهران مي باشد. منابع مورد استفاده ي مترجم گوياي اين مطلب است كه ايشان به مجموعه آثار حافظ شناسي تا آن زمان در ايران و اروپا از كار قزويني و غني گرفته تا دايرة المعارف اسلام EI توجه داشت. دو نسخه ي ديگر از كار همين مترجم در مجموعه بود كه بسيار شكيل و نفيس اند و به مرحوم تقوي در تاريخ 30 سپتامبر1977 اهدا شده اند. اين دو نسخه از مجموعه ميراث پارسي اند كه زيرنظر احسان يارشاطر چاپ مي شد و هدف آن اين بود كه بهترين آثار پارسي به زبان هاي مهم ترجمه بشود. اثر ديگري كه به زبان ژاپني بود از ريچي گامو بود كه به سعدي و حافظ مي پرداخت.

    چيني

    برگزيده ي غزليات حافظ (1981) ترجمه ي شين پين شون كه انتشارات ادبيات خارجي پكن آن را منتشر كرده است. ظاهراً اين كتاب توسط جناب آقاي محمد سرور از سفارت چين به دست دكتر تقوي رسيده و در يكي از نسخه ها يادداشتِ شخصي به نام مهشيد به چشم مي خورد كه در آنجا نوشته:"ره آوردِ سفر چين در 1365 تقديم به جناب آقاي دكتر تقوي". مقاله ي "ادبيات فارسي در چين" از نادره بديعي (ملك، ش27) در لاي كتاب بود كه ارزشمند است. نادره بديعي درباره ي زبان فارسي و ادبيات آن در چين و تاجيكستان تحقيقاتي كرده است. در ارتباط با چين گفتگوي علي دهباشي با زين يان شن (كلك، ش60 ، اسفند1373، ص181-190) و گزارش ابوالقاسم اسماعيل پور" فارسی پژوهی و ایران‌شناسی در چین : دیدار با پروفسور جان‌هون‌نین"( کتاب ماه ادبیات و فلسفه ،ش ۱۰۳، ۱۰۴، ۱۰۵ ، اردیبهشت، خرداد و تیر ۱۳۸۵ : ص ۴ – ۱۷) خواندني اند.

    آلماني

    ديوان غزليات حافظ چاپ وين(1864) كه همراه با متن اصلي مي باشد و وينسنس ريتر و روزنتسوايگ-اشوانو پديدآوران آن هستند. اين اثر كه در چند مجلد است فقط جلد دوم و سومش در اين مجموعه بود. ترتيب ترجمه چنين است كه اول غزل حافظ آورده مي شود بعد در صفحه ي مقابل ترجمه ي آلماني آن. در صفحه عنوان بيتِ معروفِ "قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس" درج شده است.

    حافظِ داومر(چاپ لايپزيگ) كه در واقع مجموعه اشعار داومر است و نشان از تاثير حافظ بر او دارد. در مقدمه اي 5 صفحه اي كه به قلم Z. St. در شهر اشتوتگارت نوشته شده، ضمن سخن درباره ي كتابِ حافظ داومر، تاريخ درگذشتش را 13 دسامبر قيد مي كند بي آنكه سالش را بگويد. اما تاريخ تولدش را 5 مارس 1800 ذكر كرده و در ادامه به سير زندگي اش مي پردازد و مي گويد كه در 17 سالگي وارد دانشگاه شده، الهيات خوانده ... . اين نيز گفتني است كه در صفحه عنوان و انتهاي فهرست مطالب، مُهر يك شخصي به نام دكتر ماچالسكي همراه با آدرسش به چشم مي خورد كه احتمالاً لهستاني است.



    [1] . دكتر تقوي در سال 1292 شمسي در رشت به دنيا آمد. پس از تحصيلات مقدماتي به تهران آمد و پس اخذ ديپلم علمي و خدمت زير پرچم در سال 1313 وارد دانشكده ي پزشكي دانشگاه تهران شد و هفت سال بعد فارغ التحصيل پزشكي عمومي و دندان پزشكي گرديد. در 1332 به آمريكا رفت و در آنجا تخصص "بهداشت بعد از جراحي" گرفت. در 1335 به ايران بازگشت و در ثبت احوال و بعد در سازمان برنامه و بودجه مشغول به كار شد. در 1363 بازنشست شد و در 27/9/1385 در 93 سالگي در گذشت. مرحوم تقوي به انگليسي‌‍، آلماني، روسي، ارمني تركي و تا حدودي هم فرانسه مي دانست. به ادبيات فارسي خصوصاً حافظ علاقه ي بسيار داشت و از 1325 به جمع آوري رساله ها، مقاله ها، ديوان هاي چاپي و نسخه هاي خطي و در حافظ شناسي همت گماشت. به همت او مجموعه اي تخصصي بالغ بر دو هزار و پانصد عنوان درباره ي حافظ گردآوري شد. اين مجموعه ي تخصصي حافظ شناسي همراه با كتابخانه ي شخصي آن مرحوم، پس از سه ماه از در گذشت او به لطف بازماندگانش و به توصيه ي محمد احمديان به كانون اسلامي انصار اهدا گرديد. اين مجموعه شامل 111 نسخه ي خطي، 20 قطعه تابلوي خوشنويسي، 239 نسخه چاپ سنگي و بالغ بر 2150 نسخه ديوان و مقاله به زبان فارسي و غير فارسي است كه در بخش حافظ شناسي كتابخانه ي مركزي كانون اسلامي انصار نگه داري مي شود ( نك: "يادداشت هاي مرحوم حاج اسماعيل امير خيزي درباره ي خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي" به قلم پرويز گلچين معاني كه در آينه ميراث، شماره ي 44 ، بهار و تابستان 1388 ، ص269 چاپ شد).  

     

     

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ چهارشنبه 26 خرداد 1389 ساعت 9:42 قبل‏ازظهر (تعداد نظرات : ۲)

    مجله يReligija i tolerancia (دين و مدارا)

     

    مجله يReligija i tolerancia (دين و مدارا) مجله ي بسيار ارزشمندي است كه مركز تحقيقات دين شناسي در صربستان چاپ مي كند. جهت گيري مجله صرفاً علمي است و سالي دو بار با شمارگان 500 نسخه چاپ مي شود. در سال 2002 راه اندازي شد و از سال   2004 با مساعدت وزارت علوم و وزارت امور دين صربستان منتشر مي شود. مولفان آن از كشورهاي مختلف اند و دين اسلام و مسيحيت بخش اعظم نوشته ها را تشكيل مي دهند زيرا اسلام در اوراسيا و منطقه ي بالكان بعد از فروپاشي شوروي با حساسيت بسيار دنبال مي شود. اما نبايد تصور كرد كه مقاله ها فقط به دين در بالكان مي پردازند بلكه از ورود اسلام به اروپا تا زمان معاصر را كه در دانشگاه هايشان بخش "اسلام در اروپا" نيز تاسيس شده، شامل مي شوند.

    عنوان بعضي از مقاله هاي اين مجله ي اروپايي به اين شرح است:  "روش شناسي تعليم و تربيت ديني"، "جامعه شناسي جامعه ي ديني"، "كلام خدا و مدارا در رسانه ها"، "مداراي ديني در اسپانياي عصر اسلامي" و "تغييرات ديني بعد از سوسياليسم".   

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ يكشنبه 23 خرداد 1389 ساعت 9:26 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    رودكي در "ارشاد"ِ ميراث مكتوب

    آخرين جلد از "دانشنامه رودكي" كه در سايت ميراث مكتوب معرفي شده و بنده هم يكي از مولفان اين مجموعه هستم و قرار است سه بيت شناخته شده ي رودكي را كه عارف نوشاهي استاد دانشکدۀ گوردن راولپندی در كتاب مستطابِ ارشاد[1][1] آوردند كه بعداً استدراكي نيز بر اين كتاب نوشته شد ( در سايت ميراث مكتوب mirasmaktoob.ir قابل دسترسي است) زير مدخل "نوشاهي" يا "ميراث مكتوب" چاپ شود تا نشان از سهم نوشاهي يا ميراث مكتوب در رودكي شناسي داشته باشد. كشف اين سه بيت را به اطلاع  عثمان كريم اف كه مهمان ما در ايران بود و دست اندركاران آن دانشنامه رسانده بودم و شخص جناب ميرزا ملااحمد خواستند كه اين مطلب را به شكل يك مدخل دانشنامه اي تهيه كنم و براي ايشان ارسال نمايم. در مناسبتي كه چند روزي در خدمتِ اين دانشمندِ پاكستاني بوديم آن مدخل را نوشتم و ايشان ملاحظه فرمودند و بعد به ايميل جناب ملااحمد فرستادم و متعاقباً سفري كه به تاجيكستان داشتم حضوراً آن نوشته را نيز تقديم كردم. قرار بود آن به خط سيريليك تاجيكي چاپ شود. مهم اين است كه اطلاع رساني شود. گفتني است صفحاتي از كتاب ارشاد را كه در آن چند بيت تازه ي رودكي به چشم مي خورد كپي كرده بودم و به دوستم كريم اف دادم كه ايشان آن را در همايشي كه به مناسبت 1150 سالگي رودكي در فرهنگستان علوم تاجيكستان در سپتامبر 2008 برگزار شد قرائت كردند. در آن همايش بنده نيز مقاله داشتم كه عنوان آن "رودكي و دوستان غلط انداز: يك بررسي در زماني" بود.

    پيش از آنكه آن مدخل را در اينجا نقل كنيم بي مناسبت نيست كه اشاره كنيم ديوان رودكي(درگذشت329ه) پايه گذار شعر فارسي هنوز در مرحله جمع آوري است. از هفت مثنوي او اطلاعات كامل و دقيقي در دست نيست. مدت ها است كه صاحب نظران و رودكي شناسان به بازسازي ميراث ادبي رودكي همت گماشته اند. وارژيكينا، علي اشرف صادقي و عثمان كريم اف از جمله ي اين صاحب نظران اند. كريم اف در 1974 به يافته هاي خود در تصحيح ديوان رودكي اشاره كرد. وارژيكينا در سال 1977 به زبان روسي و صادقي در سال  1372 "اشعار تازه رودكي"(نشر دانش، ش3) و كريم اف در 2008 در اين ارتباط، مقاله نوشتند كه مقاله ي ايشان را با عنوان "رودكي و بازسازي مثنوي سندبادنامه ي او" به فارسي برگردانديم و در فصلنامه ي پاژ(1387) در مشهد به پيشنهاد و همتِ محمدجعفر ياحقي و به طور شايسته چاپ شد. كريم اف در مقاله اش دو اثر ادبي را كه يكي به شعر(سندبادنامه رودكي) و ديگري به نثر(سندبادنامه ظهيري سمرقندي) است اما از نظر نام و موضوع مشترك مي باشند با هم مقايسه و بررسي كرده است تا از رهگذر آن مثنوي سندبادنامه رودكي را بازسازي نمايد. گفتني است رهيافت كريم اف اساساً رهيافتي موضوعي است و تفاوت كار او با ديگر رودكي شناسان بيشتر در همين روش و چشم انداز است. به منظور درك و فهم درستِ معني واژه هاي رودكي آن ها را با فارسي ايراني مقايسه و توضيحات و يادداشت هايي بر آن افزوديم. مهمترين اثر كريم اف ادبيات فارسي در سده 10ه/16م بر اساس منابع و نسخه هاي خطي است كه در سال 2000 به زبان روسي چاپ شد و در سال هاي اخير آن را زير نظر مولف به فارسي برگردانده ايم. گفتني است در سال 1974 به همت كريم اف و سعدي سعدي اف ديوان رودكي زير نظر محمد نوري عثمان اف و رسول هادي زاده تصحيح شد. اما نخستين بار در تاجيكستان، عبدالغني ميرزايف با بهره گيري از يافته ها و رهيافتِ سعيد نفيسي، ديوان رودكي را به مناسبت 1100 سالگي رودكي چاپ كرد.

    مقاله هاي تحسين برانگيز وارژيكينا و علي اشرف صادقي درباره ي رودكي ارزش معرفي جداگانه دارند. كتاب بسيار مهم وارژيكينا در اصفهان شناسي نيز شايسته است معرفي و ترجمه شود.

    نوشاهی، عارف – نسخه شناس پاکستانی

    عارف نوشاهی متولدِ 6 فروردین 1334/ 1955 در چَنبَل پاکستان است. او تحصیلات دانشگاهی خود را در پاکستان (فوق لیسانس) و ایران (فوق لیسانس و دکترا ) در رشته زبان و ادبیات فارسی به پایان رساند و در سال 1372 از دانشگاه تهران دکترا گرفت. از سال 1377 تاکنون دانشیار زبان فارسی در راول پندی است. نوشاهی سفرهای علمی بسیار به خارج از کشور خصوصاً ایران، هندوستان، افغانستان، ترکیه و فرانسه به منظور شرکت در همایش ها، همکاری علمی، تحقیق درباره ی نقشبندیه و نسخه های خطی داشته است. از او آثار فراوانی در دست است: فهرست نسخه های خطی فارسی موزه ملی پاکستان، فهرست کتابهای فارسی چاپ سنگی و کمیاب کتابخانه گنج بخش مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان از جمله ی تالیفات اوست. وی ترجمه ی جامی نوشته ی علی اصغر حکمت و ثلاثه غساله که کتاب شناسی آثار نوشته شده فارسی و عربی در بنگال  است را نیز در کارنامه ی خود دارد. افزون بر اینها انبوهی مقاله برای آثار مرجع مانند مجله ها، مجموعه ها و دانشنامه ها نوشته است. دانشنامه ادب فارسی(ایران)، دانشنامه جهان اسلام(ایران)، دانشنامه ایرانیکا(آمریکا)، دایره المعارف بزرگ اسلامی(ایران)، دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی(ایران) و دانشنامه اسلام دیانت وقفی ( ترکیه) دانشنامه هایی هستند که نوشاهی با آنها همکاری داشته است.

    بخش مهمی از زندگی علمی عارف نوشاهی را تصحیح متن های کهن و رساله های کوتاه تشکیل می دهد. منتخب اعجاز التواریخ، جهاد نامه و ظلم نامه اکبر، چهار بهار، مناهج الطالبین و مسالک الطادقین، چهار فصل کابل، مجموعه اشعار پراکنده محمدماه صداقت کنجاهی، تحقیق سمت قبله در بلاد ماوراءالنهر، رساله در احوال طائفه کافر سیاه پوش، رساله ی والدیه، رساله در احوال کافران کاموزی، حلیه رسول، تذکره شیخ قاسم سلیمانی پشاوری، مقابر هند، سخنان مولانا شمس الدین محمد روجی، احوال و مقامات نوشه گنج بخش، کمال عترت(فرهنگ اردو به فارسی)، ملفوظات زین الدین قواس بهدادنی خوافی، زمزمه ی وحدت (رساله ای در توافق موسیقی فارسی و هندی) و کتاب ارشاد که در ارتباط با رودکی شناسی اهمیت بسیار دارد آثاری هستند که به همت او تصحیح شده اند.

    اولین و منحصرترین نوشته ی نوشاهی در ارتباط با رودکی، کشف سه بیت از دیوان رودکی است که به برکت کشف نسخه خطی ارشاد  تالیف عبدالله بن محمدبن ابی بکر قَلانِسی نَسَفی (وفات 500 یا 550 هجری) روی داد  و مصحح کشف این نسخه خطی را بزرگ ترین توفیق در عرصه ی فهرست نویسی آنجا دانسته است(پیشگفتار مصحح، ص15). چاپ این اثر براساس دو نسخه از آن می باشد یکی در کتابخانه آرشیو ملی پاکستان و دیگری در کتابخانه ی سلیمانه استانبول تهیه شده. کتاب ارشاد از چند لحاظ با اهمیت است: یکی از نظر فعل های کهن فارسی دری که امروزه متروک شده؛ دوم از نظر اصطلاحات ناب فارسی در برابر اصطلاحات عربی؛ سوم از نظر اینکه بعضی از شعرهای شاعران بزرگ و پرآوازه ی فارسی زبانان چون رودکی. از همین رو است که مصحح به نقل از شفیعی کدکنی گفته است پیدا کردن یک بیت تازه از رودکی یعنی یافتن یک دیوان از شعر شاعری در سده های متاخر(ص شانزده).

    آن سه بیتی که شناخته شده به این شرح می باشند: یکی در فصل فی طلب العلم است که در آنجا در ارتباط با آیه قرآنی ان اکرمکم عندالله اتقکم(حجرات/13) که خداوند می فرماید: گرامی ترین شما به نزد من آن است که پرهیزتر است، شعری از رودکی آورده شده و عنوان شده است که رودکی به این معنی شعری گفته است: تازی و پارسی همه نزدیک ما یکی ست/ نزدیک او گرامیِ پرهیزگارتر(ص15).

    دو بیت دیگر در فصل فی التدبیر و البخل به چشم می خورند که در آنجا می خوانیم: الناس فی الفقر مخافه الفقر ، یعنی مردمان در درویشی اند با توانگری از بیم درویشی  سپس تر. در ادمه، دو بیت از رودکی شاهد مثال آورده شده:

    سنگ و گوهر یکی است چون نخوری/ چه کنی خان و مان خود پُر سنگ

    به دو تنگی بسنده کار مباش/ تنگیِ گور و زندگانی تَنگ (ص99).

    منابع:

    عبدالله بن محمدبن ابی بکر قلانسی نسفی(1385)، ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق،   تصحیح و مقدمه و تعلیقات عارف نوشاهی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 883ص





    [1][1] . ارشاد (در معرفت و وعظ و اخلاق)، تأليف عبدالله بن محمدبن ابي بكر قلانسى نَسفى، تصحيح مقدمه و تعليقات از عارف نوشاهى، تهران، مركز پژوهشى ميراث مكتوب، 1385ش، هشتاد و نه [8]، 883ص.

     

     

     

     

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ سه شنبه 18 خرداد 1389 ساعت 10:57 قبل‏ازظهر (تعداد نظرات : ۳)

    razmara.kateban.com -- copyright: 2007 © -- Powered by kateban.com