Publish or Perish: Articles by Dr Mortaza Razmara


--(صفحه اصلى)--
جستجو
نویسنده
whirlingdance@gmail.com
کتابخانه کاتبان
الاسلام فی اوراسیا
الاسلام فی اوراسیا
نویسنده: میثم الجنابی
Nine Parts of Desire: The Hidden World of Islamic Women
Nine Parts of Desire: The Hidden World of Islamic Women
نویسنده: جرالدین بروکسGeraldine Brooks
Mirza Ghalib: A Creative Biography میرزا غالب به روایتِ پریگارینا و فاروقی
Mirza Ghalib: A Creative Biography میرزا غالب به روایتِ پریگارینا و فاروقی
Shiism
Shiism
موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۹
  • خرداد
  • تير
  • مرداد
  • شهريور
  • آبان
  • دي
  • ۱۳۹۰
  • تير
  • بهمن
  • اسفند
  • ۱۳۹۱
  • ارديبهشت
  • آخرین نوشته ها
  • نظریه‌ي نثر در ادب فارسی
  • فهرستِ ارسلانووا و مقايسه‌ي كارش با يكي از آثار مجمع ذخائر اسلامي
  • ادبیّاتِ فارسی در سدۀ 10 ﮬ/ 16م: منابع ادبی – تاریخی و جریان‌های ادبی در آسیای مركزی
  • شاه اسماعيل و نسخه‌اي ناشناخته در آلمان
  • شيعه در هند
  • تحفه ي اثني عشريه
  • سهم روس ها در نسخه هاي خطي ما
  • شيعه شناسي و اوراسياشناسي ميثم الجنابي
  • عالَم ناپيداي زنان مسلمان در جهان اسلام The Hidden World of Islamic Women
  • ميرزا غالب به روايتِ پريگارينا و فاروقي

  • گالری عکس
    لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۰۲۵۹ نفر
    کاربران حاضر : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۵


    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    برای ما بنویسید

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)



    Powered by Kateban.com
    2010-05-30

    نظریه‌ي نثر در ادب فارسی

     کتاب «نظریه‌ي نثر در ادبِ فارسی» توسط انتشارات داستان سرا منتشر شد. اين كتاب نوشته‌ي خدایی شریف و برگردان مرتضی رزم‌آرا است.

    ادبياتِ فارسي گلِ سر سبد و تاجِ سر فرهنگِ ايراني است. ادبياتِ تركي عثماني، ادبياتِ شبه قاره هندِ دوره‌ي اسلامي و ادبياتِ تركيِ آسياي مركزي عميقاً از ادبياتِ فارسي تأثير پذيرفته اند. ادبياتِ فارسي منبعِ الهام بزرگاني چون گوته، اِمرسون و متيو آرنولد بوده، و تحسينِ نام‌داراني چون ويليام جونز و تاگور را برانگيخته است. با اين همه، اين تاج سر فرهنگِ ايراني آن طور كه بايد و سزاوار آن است، تاكنون توجه كافي به آن نشده است. در حالي كه در بابِ هنر و معماري ايراني، و اين اواخر راجع به سينماي ايران آثار زيادي در سطوح مختلف نوشته شده‌اند امّا، در باره‌ي ادبيات فارسي كه بزرگ‌ترين دست‌آوردِ ايرانيان است و از ادبيات‌هاي مطرح جهان مي باشد، چنين حجمي از آثار كه وصفش آمد، وجود ندارد. هرچند به اشعار مولوي در اين اواخر و به رباعيات خيام در سده‌ي گذشته، توجه زيادي شده است اما، ادبيات فارسي هرگز جايگاهِ درخور خود را نيافته است.  

     شناختِ ادبیات معاصر بدون شناخت دقیق جریان‌های ادبی در گذشته ممکن نیست. تحقق این امر، پژوهش‌های تخصصی می طلبد. محققان غیر ایرانی، چه آنان که در سنّتِ ایران‌شناسی روسی تربیت یافته‌اند، چه در سنت ایران‌شناسی غربی، به تخصصی کردن حوزه‌ي پژوهشی اهتمام داشته اند. نظریه‌ي نثر در ادب فارسی، برگرفته از پایان‌نامه مؤلف به زبان روسی است که در زمان شوروی از آن دفاع کرده بود. هسته اولیه‌ي کتاب در پایان نامه کارشناسی ارشد مؤلف با موضوع آرای نظامی عروضی درباره شعر و شاعری شکل گرفت.

    مؤلف به لطفِ تخصّص در آن دوره از ادب فارسی و دستاوردِ دَرَخشان دانشمندان روس در این کتاب خواننده را با خود به نوشته های فارسی روزگاران گذشته در سده‌هاي چهارم تا نهم هجري می برد و نشان می دهد که زبان آنگاه که پندارینه، پیکره و پوسته ای نگارین و بزیور می یابد سخن می شود و ادب پدید می آید و ادب، شیوه های سنجیده و هنری در بازنمودِ اندیشه است؛ از زیباشناسی سخن فارسی بهره می گیرد و در مقام هنرشناسِ سخن، پُر فُروغ ظاهر می شود و می کاود که ادیبان در هنر شناسی سخنِ ادبِ فارسی چگونه عمل کردند؛ به قلمرو زیباشناسی سخن توجه دارد و شیوه های گوناگونی را که سخنور برای باز گفت و باز نمودِ اندیشه خویش به گونه ای زیبا و هنری به کار می گیرد، بررسی می نماید و از رهگذر آن، درخشش خود را حتا در بررسی تاریخ نویسی نیز از این زاویه نشان می دهد تا خواننده ی علاقه مند به تاریخ نگاری نیز از این خوانِ رنگارنگِ آن قرنها حلاوت ببرد؛ نوشته های تفسیری را نیز از این چشم انداز نگاه می کند تا خواننده ی علاقه مند به علوم قرآنی نیز بی نصیب نماند. به اين ترتيب، خواني چيده است رنگارنگ از انديشه‌ي ادبي در آن روزگار، و كتاب را گنجي ساخته شايگان كه به رايگان در اختيار همگان باشد.

    مؤلف نخست، رابطه ی زبان با هنر و مشخصاً ساختِ هنری آن را نشان می دهد و از رهگذر آن، به راه های بیان اندیشه ی ادبي در نوشته های آن روزگار می پردازد و دامن سخن را با انواع نثربر می چیند. در پرتو این ساختار نشان می دهد که ادب در نوشته های ادب دانان هنرشناس آن روزگار چگونه سرشتِ زیباشناختی یافته، آرمان هنری و پیام هنری در ادب فارسی آن دوره چگونه است و از رهگذر آن، حوزه های جدیدِ پژوهشی را گوشزد می کند. با توجه به تحولات و چشم اندازهای مبارکی که در بررسی ادبیات و اندیشه ی ادبي در ایران شکل گرفته و کتابهای ارزشمندی مانند زیباشناسی سخن فارسی از میر جلال الدین کزّازی به زیور طبع آراسته شده اند، نظریه ی نثر در ادب فارسی مخاطبان خاص خود را خواهد یافت بویژه آنکه کارنامه ی ما در نقدِ نثر نه پربرگ است و نه مانند نقدِ شعر پربار که حتّا تحول فرایندِ هنری و زیباشناختی آن در چارچوبِ یک نظریه ی مشخص بر پایه ی منطقِ گفتگوییِ باختین و نظریه ی منطقِ دَر زمانیِ لوتمان  بررسی شده است. طلیعه ی تجدُّد در شعر فارسی نوشته‌ی کریمی حکاک نمونه ی بارز آن است؛ کار ماندگاری که پریگارینا در سبک هندی انجام داده، یا کار ارزشمند پورنامداریان که آن را شعر فارسی و ساختارشکنی در شعر مولوی خوانده است، نشان از رونق نقدِ شعر دارند. به هر حال،  احتمال آن هست كه خواننده گاه با آنچه در نظریه ی نثر در ادب فارسی نوشته شده مخالفت ورزد؛ سهل است كه از سوداي خواندن آن مأيوس گردد.

    بخش اول کتاب درباره سبک شعر در نثر فارسی است که فصل اول آن با عنوان «مساله‌های زبان نثر در شعرشناسی فارسی» به دو مقطع تحول نظری در ساختار هنری(پائتیکا) و نظام علوم و ساختار هنری نثر تقسیم می شود. فصل دوم بخش اول کتاب درباره سبک شعری در سخن‌وری و زبان نثر است که به شش مقطع تقسیم می شود: آغاز شناختِ سبک سخن، سبک شعری از نظر امیرخسرو دهلوی، نظر امیرخسرو درباره سخن‌وری و سبک‌های زبان فارسی، سبکِ مترسّلان از نظر امیرخسرو، آرای امیرخسرو درباره سبک شاعرانه و مرحله‌ي کمال در شناختِ سبک سخن.

    بخش دوم کتاب «اصول و شیوه‌های بیان اندیشه‌های ادبی» مشتمل بر چهار فصل است. ابتدای این بخش درآمدی بر اصول و شیوه‌های بیان اندیشه‌های ادبی آمده است و سپس فصل اول با عنوان مقام نویسنده در جامعه آغاز می‌شود. نویسنده، سیاست، دبیر و هنر او از عنوان‌های اصلی این فصل کتاب هستند. فصل دوم، «اصول خلاقیت یا آفرینش هنری» است که «نگاهی به سنت های ادبی»، «وثاقت شناخت ادبی»، «هدف از خلاقیت یا آفرینش هنری و خودآگاهی نویسنده» و «ویژگی مسأله شکل و مضمون»، چهار عنوان اصلی این فصل هستند که فصل چهارم به دو ویژگی تصویر یا بازنمایی و معنای آن و همچنین تناسب لفظ و معنا تقسیم می شود. فصل سوم از بخش دوم کتاب، نسبت به فصل دوم حجم کمتری دارد و با عنوان «فلسفه، منطق، خطابه، زبان نثر» شامل سه بخش مقدمات منطقی در سخن‌وری و زبان نثر، آرا و اندیشه‌های ناصر خسرو درباره نثر و بحث علم خطابه است. فصل چهارم «ارزش ادبی تفسیر و شرح ها» نام دارد و دو بخش با عناوین «شرح، تأویل و تفسیر» و «شرح اثرهای ادبی» را در بر می‌گیرد.

    بخش سوم کتاب درباره انواع نثر در ادب هنری است و به افسانه، داستان، حکایت، مقامه، قصه، مقامات، طبقات، مثل و لطیفه مي پردازد.

    این کتاب با 488 صفحه، شمارگان 2 هزار نسخه و قیمت 11 هزار تومان در سال 1390، منتشر شده است.

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ دوشنبه 25 ارديبهشت 1391 ساعت 1:48 بعدازظهر (نظر بدهید)

    فهرستِ ارسلانووا و مقايسه‌ي كارش با يكي از آثار مجمع ذخائر اسلامي

     
    جايگاهِ فهرست‌نويسي خصوصاً فهرستِ نسخه‌هاي خطي فارسي در فدراسيون روسيه، حضور فهرست‌نويس پرمايه‌اي چون آلسو ارسلانووا در قازان، اهميتي كه فهرستِ نسخه‌هاي خطي فارسي كتابخانه لوباچفسكي دارد، اطلاعاتِ كتاب‌شناختي و نسخه‌شناختي‌اي كه ارسلانووا از 389 نسخه مي¬دهد، مقدمه‌اي كه فهرست‌نويس استادانه بر كتاب نگاشته است، ساختار گيرا و گوياي كتاب، و بالاخره نشان ناشري چون فرهنگستان علوم روسيه، عوامل كافي براي كشاندن هر علاقه‌مند به مباحثِ نسخه‌شناسي و كتاب‌شناسي ايران و اسلام براي استفاده از «فهرست نسخه‌هاي خطي فارسي كتابخانه لوباچفسكي دانشگاه دولتي قازان» است. اين‌همه كه كتاب را گنجي ساخته است شايگان تا به رايگان در اختيار پرمايگان و دوست‌داران ايران و اسلام باشد، نشان از كارنامه‌‌ي پربار و پربرگِ ايران‌شناسي در روسيه دارد و اين كه ايران‌شناسان در سنّتِ ايران‌شناسي روسيه چگونه تربيت يافته‌اند.
    قبلاً در شماره 156 كتاب ماه كليات (آذر ماه 1389، ویژه نامه نسخ خطی)[1]، به مناسبت اشاره شد كه فهرست ارسلانووا چه جايگاه ارجمندي دارد. در اينجا، نخست اشاراتي به قازان و شرق‌شناسي در آنجا خواهيم داشت و آنگاه به كتابِ موردِ بحث مي‏پردازيم. پيش از اين در سايت كاتبان[2]، وعده داده بوديم كه با توجه به عظمتِ مجموعه‌هاي خطي روسيه كه يكي از دو يا سه مجموعه نفيس خطي دنيا به شمار مي­رود، و با توجه به كارنامه پربار و پربرگِ روس‌ها و روس‌زبان‌ها در نسخه‌هاي خطي، به مناسبت به آن خواهيم پرداخت كه تاريخ قابل تأملي دارد، و از رهگذر آن به نسلي كه بعد از اكيموشكين[u1]  [3]به فهرست‌نويسي و نسخه‌شناسي آثار ما ايرانيان و مسلمانان اهتمام داشته­اند، توجه خواهيم داشت. از فهرست‌نويسي اسناد فارسي[4] گرفته تا فهرست آثار فارسي، تركي و عربي[5] مورد توجه ما خواهد بود و به قازان توجه خاصي خواهيم داشت و همتِ ارسلانوا را در فهرست نويسي خواهيم ستود. در اينجا فرصتي است كه به قازان و ارسلانووا بپردازيم و در مناسبت‌هاي ديگر به ديگران خواهيم پرداخت. 


    [1] . رزم آرا، مرتضي، «فهرست نسخه‌هاي خطي كتابخانه ملي تاجيكستان»، تهران، كليات، ش156

    [2] . www.razmara.kateban.com

    [3] . Олег Федорович Акимушкин

    درباره او و فعاليت‌هاي علمي‌اش، به وبگاهِ شرق‌شناسان روسيه www.orientalstudies.ru ، مراجعه فرماييد. 

    [4] . شايسته است كتاب بسيار ارزشمند ياستْرِبُوا Ольга Ястребова به زبان روسي زير عنوان Персидские и таджикские документы в Отделе рукописей Российской Национальной библиотеки: Систематический каталог. СПб.,1999 «فهرست نظام يافته اسناد فارسي و تاجيكي در بخش نسخه هاي خطي كتابخانه ملي روسيه» (چاپ سنت پترزبورگ، 1999)، كه ويرايش علمي آن توسط اَكيموشكين صورت گرفت، براي مراكز اسناد تهيه شود. اين كتاب در ارتباط با مسايل مربوط به تاريخ سياسي و اقتصادي ايران و آسياي ميانه و نيز تاريخ روابط روسيه با اين مناطق بسيار حائز اهميت است. اين كتاب مي تواند براي محققان تاريخ ايران، قفقاز و آسياي ميانه بسيار راهنما و راهگشا باشد.

    ويراستاران كتاب از نامداران تحقيق درباره ايران و اسلام مي باشند. نگاهي به كنفرانس ها و ارجاعات كتابها نشان مي دهد كه خانم ياستربوا و خانم واسيليوا چقدر پركار اند. در همايشي هم كه در اتريش برگزار شد اين دو شركت كرده بودند.

    ياستْرِبُوا، اُلگا(1999)، فهرست نظام يافته ي اسناد فارسي و تاجيكي در بخش نسخه هاي خطي كتابخانه ي ملي روسيه، ويرايش علمي اُ. اَكيموشكين[دكتراي تاريخ و مدير بخش ايران در فرهنگستان علوم روسيه]، ويراستار اُ. واسيليُوا [مدير گروه گنجينه هاي شرقي در كتابخانه ملي روسيه]، بازنگري يو. وَرتَن اف[دكتراي زبان و ادبيات، مدير بخش ادبياتِ زبانهاي آسياي ميانه و آفريقا در كتابخانه ملي روسيه]، سنت پترزبورگ، انتشارات كتابخانه ملي روسيه. از ديگر آثار ياستْرِبُوا Reconstruction and description of mirza Muhammad Muqim's collection of manuscripts in the National Library of Russia. - Manuscripta Orientalia: International journal for Oriental manuscript research. Vol.3, No.3, St.Petersburg-Helsinki, November, 1997  ، و  "The manuscripts of Changranghache-name and Arday-Viraf-name by Zartosht-e Bahram-e Pazhdu", Studia Orientalia (Finnish Oriental Society), No. 95 (2003)  است. او همچنين، در سال 2007، مقاله );"The Zoroastrian author in the contemporary literary context: Turkic-Mongol loan words in Ardây Vîrâf nâma by Zartush Bahram"  را نوشت و در Vestnik Sankt-Peterburgskogo Universiteta. Ser. 9, Vyp. 4, pt.2 (2007) چاپ شد. درباره او و آثارش، نك: www.orient.pu.ru و www.iranheritage.com.

     

    [5] . مثلاً، زايتسف(2006)، فهرست نسخه هاي خطي عربي، فارسي و تركي كتابخانه ي دانشگاه مسكو. زايتسف در مقاله‌اي نيز به چشم‌اندازهاي بررسي نسخه هاي خطي عربي و فارسي و تركي مي پردازد كه در مجموعه مقاله هاي دانشجويان دكتري و همكاران جوان پژوهشكده شرق شناسي فرهنگستان علوم روسيه در سال 2002 چاپ شد. همچنين درباره ي نسخه هاي شاهنامه فردوسي موجود در مجموعه هاي مسكو سخنراني داشت كه در سال 2006 در يك همايش بين المللي در مسكو ايراد شد. نسخه هاي خطي عربي و فارسي و تركي مجموعه ي مسكو: راهها و چشم اندازهاي بررسي، مسكو، فرهنگستان علوم روسيه، 2002 ؛  «مسيحيت غربي در مرزهاي شرقي امپراتوري روسيه سده هاي 18-19: اسنادي تازه درباب انديشه هاي كاتوليك در آستاراخان»، اليا زايتسف، آرشيو شرقي، شماره 8-9، مسكو، 2002؛ كتابهاي خطي اسلامي در مجموعه مسكو، مسكو، 2004، از ديگر آثار او مي باشند.  كتاب‌شناسي جامع مسلمانان روسيه كه در سال 2007 چاپ شد، مقدمه‌اش به قلم زايتسف است.

    در پايان سده 17م/11 ھ، بود كه در روسيه، ضرورت آشنايي با شرق و كشورهاي همسايه مطرح شد. براي اين منظور، لازم بود متخصصاني تربيت شوند كه زبان‌ اين كشورها را بدانند و فرهنگ‌هاي آن را بشناسند. آثاري از اين سرزمين‌ها كه به زبان اين كشورها نوشته شده بود و متخصصان روس به آن‌ها نياز داشتند، توسطِ ديپلمات‌ها و سفيران روس كه در كشورهاي شرقي و همسايه مأموريت داشتند، و بازرگانان فراهم مي‏شد و به روسيه مي‏آوردند. در آغاز سده 18م/12ھ، ضرورت «كتابخانه تخصصي زبان‌هاي شرقي» احساس شد تا دانشمندان و متخصصان دولتي از آن استفاده كنند.

    اولين پژوهشكده‌اي كه در آن، كتاب‌هاي شرقي را گرد آوردند، موزه هنري پتر كبير در سال 1714م بود، و صد سال بعد، آغاز مجموعه‌سازي تخصصي نسخه‌هاي خطي است كه در ربع اول سده اي اتفاق افتاد كه در آن زمان، پتر كبير فرهنگستان را تأسيس كرد و به شناختِ شرق اهتمام داشت. در زمان فرمانروايي او، جمع‌آوري نوشته‌ها و آثار چيني، مغولي و تبتي و نيز نسخه‌هاي خطي اسلامي‏شروع شد. در سده 18م/12ھ، دربار امپراتوري مكرراً به روس‌ها، از ديپلمات‌ها و سفيران گرفته تا بازرگانان و مبلّغاني كه در خارج از كشور فعاليت داشتند، براي خريد كتاب‌هاي مسلمانان و غير مسلمانان در شرق، آموزش مي‏داد. در سال 1724م، كتابخانه موزه هنري پتر كبير به كتابخانه فرهنگستان علوم روسيه ملحق شد و كتاب‌هاي آن، بخشي از كتابخانه فرهنگستان گرديدند.

              در نوامبر 1818م، فرهنگستان علوم روسيه تصميم گرفت يك مجموعه مشتمل بر 700 نسخه خطي مسلمانان را از كنسول فرانسه در آلپو و تريپولي، كه روسو[1] نام داشت، خريداري نمايد؛ اتفاقاً اين كنسول از بستگانِ فيلسوف معروف فرانسوي، ژان ژاك روسو[2] بود.  اين پروژه كه بعداً در دو مرحله در سال 1819 و 1825م، اجرا شد، منجر به شكل گيري بخش جديد و نوپايي در فرهنگستان علوم روسيه موزه آسيايي- شد كه بعدها به پژوهشكده شرق‌شناسي منتقل گرديد. در نوامبر 1918م، به پيشنهادِ رئيس فرهنگستان علوم روسيه، بخش خاصي را براي نشان‌ها و مدال‌ها، نسخه‌هاي خطي و كتاب‌هاي اهدايي در نظر گرفتند. از اين رو، موزه آسيايي شكل گرفت و درِ اين واحدِ جديدِ فرهنگستان، براي عموم علاقه‌مندان به مطالعه و تحقيق موادِ آن، باز شد و به اين ترتيب، اين بخش نوپا افتتاح گرديد. 

     با توجه به عظمتِ مجموعه‌هاي خطي روسيه كه يكي از دو يا سه مجموعه نفيس خطي دنيا به شمار مي‌رود، و با توجه به كارنامه‌ي پربار و پربرگِ روس‌ها و روس‌زبان‌ها در نسخه‌هاي خطي- كه تاريخ قابل تأملي دارد- بررسي كار ارسلانووا و مقايسه‌ي آن با آنچه كه در ايران صورت گرفته است، خالي از فايده نخواهد بود. عنوان كتاب مورد بررسي اين است:


    А.А. Арсаланова. Описание рукописей на персидском языке научной библиотеки им. Н.И. Лобачевсково Казансково государственного университета, Москва-Казань: 2005.-Вып I.-576 с.
    آلسو ارسلانووا (2005)، فهرست نسخه‌هاي خطي فارسي كتابخانه علمي‏به نام لوباچفسكي دانشگاه دولتي قازان، مسكو- قازان، بخش يكم، 576 ص.
    اين كتاب، به عنوان اوّلين دفتر و  مجلّد از سري آثاري كه به فهرست نسخه‌هاي خطي فارسي گنجينه كتابخانه لوباچفسكي  در دانشگاه دولتي قازان مي¬پردازد، داراي فهرست نظام يافته موضوعي است و مقطع زماني از سده 13 م/ 7ھ  تا 19 م /13ھ،  را شامل مي¬شود. مخاطب كتاب، شرق‌شناسان و علاقه‌مندان به مباحثِ شرق اسلامي‏عنوان شده است. ارسلانووا در مقام فهرست‌نويس، رئيس مركز ايران‌شناسي در دانشگاه دولتي قازان مي¬باشد. 
    در بخش ديگر مقاله، كار ارسلانووا با يكي از آثار منتشر شده‌ي مجمع ذخائر اسلامي، كه با مقطع مهم تاريخي و بسيار تأثيرگذار ارتباط دارد، مقايسه شده است.
    متن كامل اين مقاله را در شماره‌ي 170 كليات مي توان دنبال كرد؛ نشاني مقاله اين است:

    فهرستِ فارسي ارسلانووا در تاتارستان روسيه/ مرتضي رزم آرا، کتاب ماه کلیات: اطلاعات، ارتباطات و دانش، تهران، خانه‌ي كتاب، 1390، شماره‌ي 170

    گفتني است اين مقاله به همراه دو نوشته‌ي ديگر در بخش  «شایسته ترجمه» درج يافته است. عناوين دو مقاله‌ي ديگر،  «بازاریابی مردمی در کتابخانه ها » و « حق مولف و یادگیری الکترونیکی: راهنمایی برای متخصصان »، مي باشد كه به ترتيب، نوشته‌ي گلنسا گلینی مقدم و اکبر مجیدی  است.

     ضمناً سرمقاله‌ي اين شماره به موضوع ارزشمندِ «پژوهش و داده های اینترنتی» مي پردازد.

    [... ادامه مطلب]

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ سه شنبه 16 اسفند 1390 ساعت 10:38 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    ادبیّاتِ فارسی در سدۀ 10 ﮬ/ 16م: منابع ادبی – تاریخی و جریان‌های ادبی در آسیای مركزی

      

    ادبیّاتِ فارسی در سدۀ 10 ﮬ/ 16م: منابع ادبی – تاریخی و جریان‌های ادبی در آسیای مركزی، نوشته‌ي عثمان كريم‌اف، ترجمه‌ي مرتضي رزم‌آرا، تهران، شهرياران، 1390، 372ص.

    شابك:3-05-5979-600-979

     

          

    این اثر ترجمه‌ای است از كتابِ روسی

    Литературно– исторические источники

    и основные тенденции таджикской литературы  XVI в. 

     دریایی از فرهنگ پُرمایۀ‌ ایران و اسلام در نسخه‌های خطی و متون ادبِ فارسی موج می زند. این آثار در آسیای مركزی، كارنامۀ دانشمندان و بزرگان ادبِ فارسی و هُویّتِ ما هستند. بر عهدۀ هر نسلی است كه این میراثِ گران‌سنگ را پاس دارد و برای شناختِ تاریخ و فرهنگ و ادبِ خود، اهتمام ورزد. با توجه به روش علمی و پیشرفت‌هایی كه در نقدِ متون صورت گرفته است، احیا و نشر این آثار، امروزه بیش از گذشته، اهمیّت دارد.          

    شناختِ ادبیّاتِ معاصر بدون شناختِ دقیق جریان‌های ادبی در گذشته مُیَسّر نیست. تحقّق این امر، پژوهش‌های تخصّصی را می‌طلبد. محققان غیرایرانی، چه آنان كه در سنّتِ ایران‌شناسی روسی تربیت یافته‌اند و چه در غیر آن، به تخصّصی كردن حوزۀ پژوهشی اهتمام داشته‌اند و این، ویژگی بارز بیشتر تحقیقاتِ ایران‌شناسی در خارج از ایران است. كتاب حاضر، نمونه‌ای از این پژوهش‌ها است.

             مؤلف كه از بزرگ‌ترین تذكره‌شناسان قلمرو زبان فارسی در آسیای مركزی است، در این كتاب، خواننده را با خود به سدۀ دهم هجری می برد و نخست، منابع دستِ اوّل و تأثیرگذار بر اندیشه ادبی و مهمّ این سده را، كه شمار زیادی نسخه خطی اند، یكی یكی ورق می زند و آنگاه بر اساس نقدِ متون، روشی برای سنجش مطالبِ آن‌ها اختیار می كند. او طبق رهیافتِ خود، همه مطالب را در چنبر نقد قرار می دهد؛ مطلبِ درست را از نادرست، تشخیص می دهد و آنچه موثّق است، آن را در اختیار خواننده می گذارد. در مرحلۀ بعد، برپایۀ منابع و مطالبِ موثّق، می كوشد جریان ادبی را در این سده، طرح و تحلیل نماید. با تكیه بر مطالب موثق، محفل‌های ادبی و انواع ادبی در سدۀ دهم هجری در خراسان و ماوراء‌النهر، بررسی شدند و تأثیر آن بر اقتصادِ این سده، نشان داده می شود. پرسش‌ها و حوزه‌های جدیدِ پژوهشی كه كتاب، پیش روی خواننده می‌گذارد، قابل تأمل اند.

                عنوان روسی كتاب بر «منابع ادبی و تاریخی و جریان‌های ادبیّاتِ فارسی در آسیای مركزی در سدۀ 10 ﮬ/ 16م» تأكید دارد و این، عوامل كافی برای انتخابِ كتاب و ترجمۀ آن به فارسی است: موضوع كتاب، بسیار تخصّصی است و به یك مقطع خاصّ زمانی، محدود شده است؛ و جغرافیای موضوع كتاب به لحاظِ فرهنگی، برای ما اهمیّتِ خاصی دارد و دیدِ ما را نسبت به گذشته و گستره فرهنگی ما بازتر می كند؛ این كتاب برای كتاب‌شناسان، هنرمندان، زبان‌شناسانی كه زبان فارسی آن سرزمین را در گونه‌های گوناگونش دنبال می كنند، و همین طور، برای جامعه‌شناسان، مردم‌شناسان، دست اندركاران تعلیم و تربیت، و همه آنان كه تاریخ تفكّر ایرانیان را بررسی می كنند، ارزشمند خواهد بود. خواننده پس از خواندن كتاب، اطلاعاتی راجع به تاریخ آموزش و مدارس آن روزگار، در این بخش از حوزه تمدن ایرانی، به دست خواهد آورد.

                یکی از بارزترین و گسترده‌ترین آثار فرهنگِ بشری که همواره موردِ ستایش آشنایان این وادی بوده، شعر فارسی است که هم از نظر معنی و مفهوم، هم از نظر ساخت و صورت، ویژگی هایی دارد که آن را از شعر غیرفارسی زبانان متمایز می كند. یكی از مهم‌ترین ويژگی‌های شعر فارسی، تخلّص است. روایتِ كتاب از تخلّص شاعران این دیار در آن روزگار، بسیار خواندنی است، گو این كه مؤلّفِ كتاب، تخلّص‌ها را بررسی نكرد و از راه و رسم و روش رشك‌برانگیز بررسی تخلص‌ها، آن گونه كه نابغۀ ادبیات‌شناسی ایران، استاد محمدرضا شفیعی‌كدكنی در ایران باب كرد، بی خبر بود. برغم این واقعیت، استاد كریم‌اف موادِ خام بررسی تخلص‌های سدۀ مورد بحث را، در این كتاب، فراهم آورد. با بررسی تخلص‌ها، می توان به عُمق جریاناتِ فكری و فرهنگی ایرانیان و فارسی زبانان آن سرزمین پی برد. در حالی كه در زمان لباب الالباب كه در آن، حتّا یک تخلّص تحقیرآمیز از نوع گدایی، مسکین، محروم، محزون و مانند آن، که نشان از نداری و غم انگیزی و تحقیرآمیزی دارند، دیده نمی شود، امّا ظرفِ چند سده بعد، در آثار ادبی سدۀ دهم هجری این سرزمین، تخلص‌هایی از این نوع، فراوان به چشم می خورند. در آسیای مرکزی، میل به انتخابِ تخلص‌های غم انگیز و غم بار تا انقلاب اکتبر، وجود داشت و غم در ادبیّاتِ معاصر، مضمون اصلی بیشتر آثار ادبی فارسی‌زبانان شده است. بررسی تخلص‌های صدرالدین عینی نیز قابل تأمل است. واقعیت این است كه تخلص‌ها شرایطِ گوناگون اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی را بازتاب می دهند. 

                از آنجا كه بیشتر منابع این سده كه با اندیشه ادبی ارتباط دارند، تذكره‌ها هستند، و تذكره‌ها در گذشته، نقش تاریخ ادبیات را داشتند، خواننده اطلاعاتِ ارزشمندی دربارۀ تذكره‌های فارسی به دست می آورد. به این ترتیب، خوانی چیده شده است رنگارنگ از اندیشه ادبی در آن قرن، و از پُرمایِگان این حوزه، كتاب را گنجی ساخته است شایگان كه به رایگان در اختیار همگان باشد.

                یكی از راه‌های آشنایی عمیق با تاریخ تفكّر ایرانیان در آسیای مركزی، انجام پژوهش‌هایی از نوع كتابِ حاضر است که دیدِ ما را نسبت به تاریخ ادبیّاتِ فارسی، گسترده‌تر می نماید و پرتوی بر چشم انداز اجتماعی می افکند. احتمال آن هست كه خواننده، گاه با آنچه در این كتاب نوشته شده است، مخالفت ورزد؛ سهل است كه از سودای خواندن آن مأیوس گردد.

               گفتنی است پیش از این، فصل سوّم از كتاب حاضر، زیر عنوان «تحفة‌السّرور درویش‌علی چنگی» در مجلۀ ارزشمندِ «گزارش میراث»(مجلۀ تخصصی اطلاع رسانی در حوزه تصحیح انتقادی متون، نسخه شناسی و مباحث ایران شناسی، تهران، 1387، ش 23 و 24)، چاپ شده بود.

    [... ادامه مطلب]

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ يكشنبه 23 بهمن 1390 ساعت 11:57 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    شاه اسماعيل و نسخه‌اي ناشناخته در آلمان

    در سپتامبر امسال( شهريور 1390)، همايشي چهار روزه (7-10 سپتامبر/16-20 شهريور) در شرق اروپا، در كشور لهستان برگزار مي شود كه يكي از سخن‌ران‌هاي آن، توموكو موري‌كاوا      T. Morikawa است. اين همايش به مناسبتِ هفت‌مين گردهم‌آيي ايران‌شناسان اروپا برگزار مي شود كه امسال ميزبان آن، لهستان، شهر كراكوف، دانشگاهِ ياگيلونسكي است.

    موضوع سخنراني موري‌كاوا، «شاه اسماعيل و نسخه‌ي ناشناخته» است. ايشان مي گويند كه در كتابخانه‌ي دولتي باير در مونيخ آلمان، نسخه‌اي خطي به شماره‌ي 431 وجود دارد كه در سال 920 ھ/ 1514م، كتابت شد- سالي كه در آن، جنگِ چالدران بين سپاهِ ايران و سپاهِ عثماني روي داد. اين نسخه در بين مجموعه‌هاي شخصي پرفسور ارتيلان در استانبول بود و در سال 1959م/ 1338ش، براي آن كتابخانه، خريداري شد. به نظر موري‌كاوا، هرچند اين نسخه، يكي از  ارزشمندترين، كم‌ياب‌ترين و بحث‌انگيزترين نسخه‌ها است اما تقريباً حتّا در آن كتابخانه هم فراموش‌شده است و تقريباً 50 سال(نيم قرن) است كه هيچ‌كس متوجّه آن نشده است. بخاطر اين كه كسي تا حالا به اين واقعيت، اشاره نكرده است كه شاه اسماعيل صفوي خوش‌نويس خوبي بود. در اينجا اين سؤال مطرح مي شود كه آيا واقعاً اين نسخه را شاه اسماعيل، پايه‌گذار سلسله‌ي صفويّه نوشت يا نه؟ براي پاسخ صريح و شفاف موري‌كاوا به اين پرسش، تا روز همايش در  سپتامبر 2011/ شهريور 1390 بايد صبر كرد.

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ شنبه 11 تير 1390 ساعت 3:41 بعدازظهر (نظر بدهید)

    شيعه در هند

    بسیاری از ایرانیان در عصر مغول به جنوب هند مهاجرت کردند و آنگاه که تشیع مذهب رسمی ایران در سده ی دهم هجری شد، آنان به تشیع گرایش پیدا کردند، گو این که مهاجرت از فلات ایران به شبه قاره محدود به دوره ی خاصی نمی شود؛ مهاجرت به هند عمدتا به علت نگرانی نخبگان بود که روابط خاصی بین ایران و هند پدید آورد و تکنولوژی هایی در آن روزگار بین جهان اسلام و شبه قاره انتقال می یافت[1][1]. این مهاجران به گسترش تشیع اهتمام داشتند. در واقع، تشیع در هند توسط مهاجران ایرانی از جمله اعیان و اشراف، بازرگانان، علما، سادات منطقه و صوفیان شیعه گسترش یافت. حاکمانی چون سلسله ی قطب شاهی نیز فرهنگ شیعه ی دوازده امامی را گسترش دادند. اما مغولان هند بجز اکبرشاه، اسلام سنّی را در شمال هند تبلیغ می کردند. با وجود این، نفوذ شیعیان کم نبود. بعضی از سادات بلگرام از قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی چشمگیری برخوردار بودند و از این رو، توانستند در گسترش تشیع موثر باشند. برخی از سادات در جمع نخبگان تیموری حضور داشتند و در انتخاب سلاطین سده ی 12ھ/ 18م، بي تاثير نبودند.

    نقش دراويش شيعي و و جريان شيعي در حاكميت قابل تامل است. اثر ارزشمندي به زبان آلماني در اين باره در دست است[2] و در ارتباط با شاه نعمت اله ولي، نصرالله پورجوادي و پيتر ويلسون[3] در سال 1974 تحقيق ارزشمندي انجام دادند[4]. علاءالدين احمد دوم به ساداتِ " خارجي" يا " مهاجر" تكريم بيش از حد نمود و به نظر شيمل، اين امر منجر به كشتار هولناك سادات به دستِ خاندان هاي بزرگ و اشراف شد و به نوبه ي خود، اين قتل عام سرنگوني را رقم زد و سقوط را براي آنان به ارمغان آورد (p.54). بعدها حدود بيش از يك قرن بعد، بدائوني در مقام تاريخ نويس شبه قاره در منتخب، همچنان از دكني هاي سركش سخن مي گويد كه از خوي بد و درنده خوي خود در قتل عام خارجي ها پيروي كردند. سه سال بعد از اين قتل عام، عمادالدين محمود گاوان رشتي وارد دكن شد و طولي نكشيد كه وزير شد. درباره ي او كه شيمل او را وزيري موفق مي خواند، و خدماتش و ارزش ادبي و تاريخي اثرش رياض الانشا، و سلسله ي عادل شاهي آنه ماري شيمل در فصل دوم كتابش، روايتي جالب عنوان مي كند كه خواندني است. 

    قرنی که در آن دارالعلوم دیوبند به عنوان مهم ترین رویداد تاثیرگذار در اسلام سنّی معاصر در اُتارپَرادِش هند تاسیس شد، سادات شیعی اتارپرادش ده مسجد و هفده حسینیه داشتند. حیدرآباد، اوده و غربِ پنجاب مراکز مهم شیعه در قرن 19 بودند. از آخرهای قرن 18، شیعه شدن خانواده های سنّی زیاد شد. در دهلی، رهبر نقشبندیه شاه عبدالعزیز محدث دهلوی که از او به عنوان بحث انگیزترین چهره در روابط شیعه و سنی در دوره ی سلطه ی استعمار انگلیس بر شبه قاره یاد می شود و صاحبِ کتابِ «تحفه اثنی عشریه»[5][2] است- كتابي که هنوز هم مهم ترین و مشهورترین واکنش اهل سنّتِ هند نسبت به عقاید و اعمال شیعه ی دوازده امامی قلمداد می شود، سخت زبان به اعتراض گشود که در سنّی ترین خانواده هاي ما یکی دو نفری هستند که شیعه شده اند.

    شاه عبدالعزیز شاید تاثیرگذارترین شخصیت بر بانیان دارالعلوم دیوبند باشد. تقریبا همه ی متکلمین برجسته و طراز اول و عارفان نامدار هند در زمان انگلیس یا شاگرد و مریدش بودند و یا او را ستوده اند. مدارس حدیث در هند كم نيست كه به نام شاه عبدالعزیز اند. به نظر خُوآن کولِه[6][3]، خانواده های سنّی زیادی بودند که اعمال شیعه را در نماز خواندن، عروسی، کفن و دفن، و اِرث و میراث می پسندیدند، و مسایل مربوط به ارث در شیعه برای برخی از اهل سنّت چنان جالب بود و کشش داشت که کوشش می کردند از فقه شیعه بیشتر بدانند که چه حقوقی را برای دختران و زنان قائل است[7][4]. آثار خوآن کوله قابل تامل اند، خصوصا یکی از آثارش "ریشه های تشیعِ شمال هند در ایران و عراق"[8][5] به شیعه شناسی در آن مقطع تاریخی می پردازد که دارالعلوم دیوبند تاسیس شد؛ در ادامه ي مقاله به مناسبت به فقه اهل سنت خصوصا فقه حنفی[9][6] که دیوبندیه از آن پیروی می کند، اشاره شده است.



    1 . از آنجا كه نوشته ي حاضر بر گرفته از مقاله اي بلند است كه به سفارش جايي نوشته ام به همين دليل، تا زمان چاپ آن مقاله ترجيح داديم كه ارجاعات متن در اينجا آورده نشود.

    [2] . Gramlich, R. Die Schiitischen Derwischorden, Teil I

    [3] . Peter L. Wilson

    [4] . The Descendants of Shah Ni'matullah Wali

    5 . درباره ي اين كتاب، نگاه كنيد به نوشته ي ما "تحفه ي اثني عشريه" در همين سايت.

    6 .Juan Cole

    7. در ارتباط با دختران مسلمان شبه قاره، همچنين نگاه كنيد به نوشته ي ما "عالم ناپيداي زنان مسلمان در جهان اسلام" در همين سايت.

    8 . Roots of North Indian Shi'ism in Iran and Iraq: Religion and State in Awadh

    9.  درباره ي او و ابوحنيفه شناسي، نگاه كنيد به مقاله ي مرتضي رزم آرا به شرح ذيل:

    Razmara, Mortaza, “Imam Abu Hanifa as reflected in European languages”, Эпоха Имама А'зама и ее значение в истории культуры народов Средней Азии и Ближнего Востока, редакт. Аскaрaли Рaджaбов и др.,  Душанбе, 2009, pp 110-122.

     

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ چهارشنبه 15 دي 1389 ساعت 3:36 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۱)

    تحفه ي اثني عشريه

    محقق برجسته ی اسلام در شبه قاره، آنه ماری شیمل در مقدمه ی کتاب ماندگارش(1980) از "نظام های پیچیده ی عرفانی" و "دو پهلو بودن" در ارتباط با اندیشه ی دینی در شبه قاره سخن می گوید[1]. درباره ي تحفه ي اثني عشريه، اولين بار در فهرست نسخه هاي خطي فارسي آلسو ارسلانووا بود كه آگاهي هايي يافتم. او اين فهرست را به زبان روسي نوشته و اطلاعات نسخه شناسي و كتاب شناسي درباره ي آن نسخه در كتابخانه ي دانشگاه دولتي قازان مي دهد. بعدها نوشته هاي پيتر هاردي به زبان انگليسي بود كه آگاهي هايي نه از منظر كتاب شناسي و نسخه شناسي، بلكه از نظر جايگاه اين كتاب در تفكر اسلامي شبه قاره به دست داد. پيتر هاردي نبوغ خاصي در هندشناسي خصوصاً تاريخ تفكر اسلامي در هند از خود نشان داده است، هرچند آراي او از ديدِ تيزبين مورخان هندي روزگار ما پنهان نمانده است (در اين باره، نك: "تاريخ نگاري در شبه قاره"، به قلم مرتضي رزم آرا، دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج 14، 1385؛ درباره ي هندشناسي پيتر هاردي، نگاه كنيد به مقاله ي مرتضي رزم آرا "اسلام در شبه قاره"، آينه ي پژوهش، شماره ي 93، 1384، كه به مقايسه ي هندشناسي دانشنامه ي دينER Encyclopedia of Religion و دايرة المعارف بزرگ اسلامي مي پردازد).

    در آثار ديوبندشناسان برجسته اي چون متكالف[2] و شيعه شناسان نامداري چون خوآن كوله[3] نيز به مناسبت مي توان اطلاعاتي درباره ي تحفه ي اثني عشريه به دست آورد.  

    واقعيت اين است كه اين كتاب مهم ترین و جدي ترين واکنش اهل سنّتِ هند نسبت به عقاید و اعمال شیعه ی دوازده امامی است كه متاسفانه به شكاف شيعه و سني به طور حرفه اي دامن زد، تصوير بسيار بحث انگيز و نامباركي از شيعه ارائه داد و شناخت بيشتر مسلمانان و انديشه ي ديني در هند را پيچيده تر كرد. مولف آن، شاه عبدالعزیز شاید تاثیرگذارترین شخصیت بر بانیان دارالعلوم دیوبند باشد. تقریبا همه ی متکلمین برجسته و طراز اول و عارفان نامدار هند در زمان انگلیس یا شاگرد و مریدش بودند و یا او را ستوده اند. شاه عبدالعزیز شناسان آثارش را بیش از پنجاه عنوان قید می کنند که در حوزه های مورد علاقه مي نوشت و از مهم ترین آنها می توان "تفسیر فتح العزیز" به زبان فارسی، "تحفه اثنی عشریه" که مناقشه ی تلخی را بین علما و دانشمندان شیعه و سنی به وجود آورد، "فتاوای عزیزی" که مجموعه ای از فتواهای او در دو جلد است، و دو کتاب نیز در حدیث نام برد. گفتني است تاكنون انبوهي كتاب توسط علماي شيعه در جواب يا ردّ كتابِ خصومت برانگيز و شك پاشِ شاه عبدالعزيز دهلوي نوشته شده است. سيد ميرحامد حسين نيشابوري هندي در زمره ي اين دانشمندان به شمار مي آيد كه آثار ماندگاري از خود به يادگار گذاشته است، و مهم ترين اثرش در جوابِ كتابِ بحث انگيز شاه عبدالعزيز است و كوشيد شك شكني نمايد و براي علماي شيعه، گنجي شايگان شد كه در اختيار همگان قرار گيرد و در تاريخ تشيع جايگاه خاصي دارد.

    محبوبیت صاحب تحفه ي اثني عشريه بدان درجه است که كم نيست مدارس حدیث در هند كه به نام شاه عبدالعزیز اند؛ امپراتور تیموری شاه عالم دوم به ایشان عنایت خاص داشت و سه روستا را در منطقه ی مظفرنگرِ اتارپرادش در اختیار او و خانواده اش گذاشت. در ارتباط با کتاب بحث انگیزش، بعدها عنوان کردند که شاه عبدالعزیز بخاطر کتاب "تحفه اثنی عشریه" مورد اذیت و آزار نجف خان، وزیر شیعی امپراتور تیموری هند قرار گرفته و حتا مجبور به جلای وطن و ترک دهلی شده است؛ اما پژوهش های به عمل آمده كه به زبان انگليسي در دست است، نشان داد که همه ی این حرف و حدیث ها کذب محض اند و ساخته و پرداخته ی جمعی شیعه ستیز سیاست زده.  

     



    [1] . از آنجا كه نوشته ي حاضر بر گرفته از مقاله اي بلند است كه به سفارش جايي نوشته ام به همين دليل، تا زمان چاپ آن مقاله ترجيح داديم كه ارجاعات متن در اينجا آورده نشود.

    [2] . B. D. Metcalf

    [3] . Juan Cole

     

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ دوشنبه 3 آبان 1389 ساعت 1:26 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۱)

    سهم روس ها در نسخه هاي خطي ما

    [... ادامه مطلب]

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ دوشنبه 22 شهريور 1389 ساعت 11:57 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    شيعه شناسي و اوراسياشناسي ميثم الجنابي

    ميثم الجنابي در مقام اسلام شناس برجسته ي عراقي كه مقيم روسيه است، در موضوعات گوناگون، از دين و سياست گرفته تا شعر و ادب، قلم زده است. در واقع، او از معدود محققان جهان اسلام است كه در شيعه شناسي و اوراسياشناسي به طور جدي تحقيق مي كند و مصاحبه هايش را نيز مي توان در رسانه هاي روسيه ديد.

     او 23 عنوان كتاب دارد و انبوهي مقاله و نوشته و سخنراني و مصاحبه در موضوعات مختلف از مرجعيت شيعه در ايران و عراق گرفته تا جريان هاي فكري و سياسي در آسياي مركزي و روسيه، كه 280 عنوان مي باشد. غزالي شناسي در پژوهش هاي او جايگاه خاصي دارد زيرا تحصيلات دانشگاهي اش را از مقطع ليسانس تا فوق دكترا در رشته ي فلسفه در روسيه گذرانده و استاد فلسفه و اسلام شناسي است (از سال 1975 تا 1981 كارشناسي و كارشناسي ارشد، 1985 اولين دكترايش را در فلسفه مي گيرد و در 1991 موفق به دريافتِ دكتراي "علوم در فلسفه" مي شود؛ در سال 2000، هم موفق به دريافت مدرك پرفسوري از آموزش عالي روسيه مي گردد). از نظر مقطع زماني، هم به جريان هاي فكري در گذشته جهان اسلام توجه دارد، هم به جريان هاي معاصر در جهان اسلام و در ارتباط با مسلمانان؛ و اين همه از او شخصيتِ كم نظير علمي ساخته است.

    غزالي كه در غرب از او گاه به عنوان Algazel"" نام برده مي شود، شخصيت تاثيرگذار و متفكر بزرگي معرفي مي شود. او كه در يكي از تاثيرگذار ترين مناطق ايران، خراسان، توس به دنيا آمد، موضوع تحقيق بسياري از اسلام شناسان بوده و در قالبِ كتاب يا مقاله، پرتوي بر غزالي شناسي انداخته اند و به تاثير او بر انديشمندان اروپا پرداخته اند؛ و اينك انبوهي منابع در غزالي شناسي، خصوصاً به زبان فرانسه در دست است. تاثير ترجمه آثار غزالي به زبان فرانسه در تحقيقات غزالي شناسان اروپا بي تاثير نبود. نمي توان از غزالي شناسي سخن گفت اما از وِنسينكِ هلندي ياد نكرد. در واقع، نمي شود از تاريخ اسلام شناسي در اروپا سخن گفت اما به اعتبار درخشش او و ابتكار عمل هايش در دين شناسي و اسلام شناسي، از وي ياد نكرد؛ از تاريخ انديشه ي عرفاني گرفته تا متون حديثي Hadith Literature كارهاي گسترده اي كرده است. كار او در غزالي شناسي كه به زبان فرانسه است، ديدِ محققان را نسبت به جنبه ي عرفاني غزالي روشن كرد و بعدها مونتگومري وات از دستاوردهاي غزالي در فلسفه، كلام و عرفان سخن گفت. در فرصتي ديگر، هم به غزّالي شناسي در غرب خواهيم پرداخت هم به جايگاهِ ونسينك در تاريخ اسلام شناسي. عنوان مي شود "شكاكيت فلسفي"اي كه غزالي كشف كرد تا پيش از دكارت، بركلي و هيوم در فلسفه ي غرب، كسي از آن سخن نگفت. ويليام مونتگومري وات و مارگارت اسميت از محققان برجسته اي هستند كه در قرن بيست، در غزالي شناسي تحقيقات گسترده اي كردند. مارگارت اسميت از تاثير غزالي بر فيلسوفان اروپا از جمله، توماس آكوئيناس(1225–1274) به طور تحسين برانگيزي سخن مي گويد Al-Ghazali: The Mystic (London 1944). هرچند تاثير غزالي با آثار توماس آكوئيناس در كلام مسيحي مقايسه مي شود اما اين دو در روش ها و عقايد با هم فرق داشتند. هرچند هر كتابِ مرجع مهم به زبان روسي يا زبان هاي اروپايي كه ارتباط با غزالي داشته باشد، اطلاعات ارزشمندي مي دهد اما گرهارد بورينگ Gerhard Böweringدر مقاله ي خواندني اش در ايرانيكا Encyclopedia Iranica ، ج 10 ، ضمن نوشتن "زندگي نامه ي غزالي"، كتاب شناسي مفصل و ارزشمندي ذيل مدخل Ghazali (غزالي) در اختيار خواننده مي گذارد كه مقاله اي بلند است و قسمت هاي ديگر آن را، مونتگومري وات، نصرالله پورجوادي، Wael Hallaq ، مايكل مارمورا M.E. Marmura ، و شيعه شناس بزرگ غرب، ويلفرد مادِلونگ W. Madelung نوشتند. "احياء علوم الدين"، "كيمياي سعادت"، "آثار فارسي خرد و نه چندان مهم"، "فقاهت غزالي"، "غزالي و كلام"، "غزالي و باطنيه" بخش هاي ديگر مقاله را تشكيل مي دهند. ممكن است در بعضي از كتاب هاي مرجع، راجع به غزالي و روان شناسي مطلبي ديده نشود اما در اين باره نيز تحقيق شده است. نمونه ي بارز آن كاري است كه Haque Amber در سال 2004 انجام داد و عنوان آن را "روان شناسي از چشم انداز اسلامي" خواند و در آن، به سهم دانشمندان مسلمان در گذشته و چالش آن با روان شناسان مسلمان روزگار ما پرداخت. اما غزالي شناسي ميثم الجنابي چگونه است؟ در فرصتي ديگر كه به معرفي كتابش خواهيم پرداخت، به اين موضوع مي پردازيم.

      يكي از ارزشمندترين كتاب هاي ميثم الجنابي "الاسلام في اوراسيا" است كه خوشبختانه به فارسي معرفي شده و در مجله اي چاپ شد و در سايت حوزه نت http://hawzah.net  قابل دسترسي است و اين درخور تحسين است. در واقع، آن يكي از نوشته هاي ارزشمندي است كه "حوزه نت" در اختيار كاربران قرار مي دهد. اما گل بي خار كجاست؟! هرچند معرفي ارزشمندي از كتابش شده است اما ميثم الجنابي را "سوري"معرفي كرده اند. ميثم الجنابي سايتي دارد و در آنجا خود را عراقي، متولد نجف اشرف معرفي مي كند. سايتش با امكانات قابل توجهي كه دارد دائماً به روز مي شود. ظاهر سايت هم نسبت به سال گذشته فرق كرده است. در سايت http://www.aslein.net صراحتا عنوان مي شود " الباحث البرفسور ميثم الجنابي .. العراقي المقيم في روسيا" . به هر حال، بيشتر آثارش در سوريه چاپ شده اند اما اهل سوريه نيست. از 23 عنوان كتابش، 12 تا در دمشق چاپ شدند و بقيه در عربستان و عراق، آمريكا (يك مورد، كتاب "غزالي" به زبان روسي كه در نيويورك چاپ شد) و امارات(يك مورد). جا دارد در مجموعه سازي كتابخانه ها، نسبت به آثار اين اسلام شناس و ايران شناس بزرگ توجه خاصي شود.

    هرچند كه چندي است برخي از مراكز تحقيقاتي در ايران به اوراسياشناسي توجه كرده اند اما اوراسياشناسي در ايران در مقايسه با اوراسياشناسي در كشورهاي ديگر كه عزم خود را براي شناختِ اوراسيا جزم كرده اند، تفاوت هايي دارد. به نظر مي رسد مهم ترين تفاوت اين است كه اوراسيا شناسي در ايران از مطالعات ميان رشته اي در بُعدِ پژوهشي چندان بهره نگرفته است.

    "اسلام در اوراسيا"ي ميثم الجنابي چهار باب دارد كه از نظر روسيه شناسي، و كلاً براي علاقه مندان به اوراسياشناسي اهميت فوق العاده دارد. باب اول به واقعيت ها و افق هاي اسلام سياسي مي پردازد، باب دوم به بيداري اسلامي در روسيه عنايت دارد، باب سوم حول اسلام و تجديد حيات آن در آسياي مركزي دور مي زند، و در باب چهارم، مولف توجه خاصي به مسايل فرهنگي در آسياي مركزي دارد. به نظر ميثم الجنابي، تصور تاريخ اسلام و فعاليت‏هاى فرهنگى آن، بدون در نظر گرفتن تاريخ آسياى مركزي، كه زماني پايتخت هاي بزرگ جهان اسلام را در خود داشت، كاملاً دشوار است و مى‏توان به اسلام سياسى در اين منطقه، به مثابه يكى از عناصر فعال و پويا و تأثيرگذار بر منطقه در بافت اجتماعى، سياسى و معنوى نگاه كرد، و سياسى شدن اسلام در آسياي مركزي اساساً به عدم وحدت ماهوى ميان تاريخ سياسى و فرهنگى ملت‏هاى مسلمان در منطقه ارتباط داشت. از اين رو، مشكل اصلى آنان به چگونگى احياى مجددِ اعتقاد فرهنگى‏شان در تاريخ خاص خودشان برمى‏گردد، نه تاريخ طولانى اي كه روسيه تحميل كرده بود. به هر تقدير، اين كشورها كه بخشي از اوراسيا را تشكيل مي دهند، در آينده به دركِ ارزش‏هاى فرهنگى والايي مى‏رسند كه تبلور و تجسم اين دست آوردهاي فرهنگي، اسلام در ديدگاه توحيدى‏اش براى انسان است؛ و اسلام سياسى در آسياى مركزي برخلاف زمان شوروى، در كنار دولتِ مسلمان به حياتِ خود، ادامه خواهد داد.

    ارسال شده توسط مرتضی رزم آرا در تاريخ چهارشنبه 3 شهريور 1389 ساعت 3:53 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۱)

    razmara.kateban.com -- copyright: 2007 © -- Powered by kateban.com